گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

به سر ماه فکنده طیلسانی

در سرو کشیده پرنیانی

بر چشمهٔ آفتاب بسته

از عنبر سوده سایبانی

رخساره فراز سرو سیمین

مانند شکفته گلستانی

حوری و چو کوثرش عقیقی

سروی و چو غنچه‌اش دهانی

نی حور بعینهٔ بهشتی

نی سرو براستی روانی

دیدم چو هزار خرمن گل

وقت سحرش ببوستانی

گفتم نظری کن ای جهانرا

جانی و ز دلبری جهانی

همچون تن من همای عشقت

نادیده شکسته استخوانی

جز ناله و سایه‌ام درین راه

نی همنفسی نه همعنانی

آخر بشنو حدیث خواجو

کز عشق تو گشت داستانی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۱۹ نوشته:

«به سر ماه فکنده طیلسانی» در مصرع اول بیت اول غلط به نظر می‌رسد، شاید «بر ماه فکنده طیلسانی» درست باشد، از دوستان هر کس به دیوان خواجو دسترسی دارد درست آن را بگوید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.