گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی

به تو از تو راه جویم به نشان بی‌نشانی

چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می‌نماید

رخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی

تو چه معنی لطیفی که مجرد از دلیلی

تو چه آیتی شریفی که منزه از بیانی

ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده

ز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی

همه پرتو و تو شمعی همه عنصر و تو روحی

همه قطره و تو بحری همه گوهر و تو کانی

چو تو صورتی ندیدم همه مو به مو لطایف

چو تو سورتی نخواندم همه سر به سر معانی

به جنایتم چه بینی به عنایتم نظر کن

که نگه کنند شاهان سوی بندگان جانی

به جز آه و اشک میگون نکشد دل ضعیفم

به سماع ارغنونی و شراب ارغوانی

دل دردمند خواجو به خدنگ غمزه خستن

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۵۶ نوشته:

آخرین مصرع از سعدی است:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی»
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
همچنین:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد»
اوحدی هم از آن استقبال کرده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۵ نوشته:

سورتی چه معنی میدهد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
جواب علیرضا در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۱ نوشته:

سورتی یعنی سوره ای

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نعمتی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۷ نوشته:

سلام
در این شعر جناب خواجو به استقبال شعر معروفی از حضرت سعدی رفته اند با مطلع
نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
مقطع غزل هم بسیار به هم شبیه هست:
دل دردمند خواجو به خدنگ غمزه خستن
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.