گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۶

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

سرو را پای به گل می‌رود از رفتارش

واب شیرین ز عقیق لب شکر بارش

راهب دیر که خورشید پرستش خوانند

نیست جز حلقهٔ گیسوی بتم ز نارش

هر کرا عقل درین راه مربی باشد

لاجرم در حرم عشق نباشد بارش

قرص خورشید ز روی تو به جائی ماند

ورنه هر روز کجا گرم شود بازارش

سر زلف تو ندانم چه سیه کاری کرد

که بدینگونه تو در پای فکندی کارش

دلم از زلف تو چون یک سر مو خالی نیست

همچو آن سنبل شوریده فرو مگذارش

یادگار من دلخسته مسکین با تو

آن دل شیفته حالست نکو میدارش

باغبانرا چه تفاوت کند ار بلبل مست

بسراید سحری برطرف گلزارش

گوش کن نغمه خواجو که شکر می‌شکند

طوطی منطق شیرین شکر گفتارش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

ناشناس نوشته:

با سلام و احترام
بیت ۴ مصرع دوم کجا اشتباها کج تایپ شده است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify