خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند
آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید
با آدمی مطالبهٔ نان همان کند
بس مور کو به بردن نان ریزهای ز راه
پی سودهٔ سان شود و جان زیان کند
آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار
بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند
از آدمی چه طرفه که ماهی در آب نیز
جان را ز حرص در سر کار دهان کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به نقد حرص و طمع در انسانها میپردازد و نشان میدهد که چطور این صفات میتوانند به آسیب و زیان جانی منجر شوند. او با اشاره به اینکه انسانها به دنبال نان و آب هستند، هشدار میدهد که حرص و ولع میتواند جان را تهدید کند. همچنین به داستان کودکانی که به شکار ماهی میپردازند و خطراتی که در پی آن وجود دارد اشاره میکند. در نهایت، او سوال میکند که چگونه انسانها میتوانند به حرص و طمع گرفتار شوند، حتی در شرایطی که منابع طبیعی مانند ماهی در آب نیز موجود است.
هوش مصنوعی: ای خاقانی، از نان و خوراک طلب نکن که آب روی تو را خراب کند. چرا که حرص و طمع، جانت را به خطر میاندازد.
هوش مصنوعی: انسان از حرص و طمع خود چه چیزی نصیبش میشود، وقتی که حتی انسان دیگری را برای به دست آوردن نان تحت فشار قرار میدهد.
هوش مصنوعی: مور کوچک برای به دست آوردن تکه نانی از راه خود دور میشود و این کار برای او زیانآور است.
هوش مصنوعی: به آن کودک نگاه کن که ماهیگیران چگونه در دام خود، ماهی کوچک را شکار میکنند و آن را به مانند تکهای نان بر چنگال سوزن میزنند.
هوش مصنوعی: آدمی چه عجیبی است که حتی ماهی در آب هم از شدت حرص و طمع جان خود را به خطر میاندازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاهی که پیر گشته جهان را جوان کند
سلطان ابوالملوک ملک ارسلان کند
وان نامه کان به نام ملک ارسلان بود
دست شرف از آن به تفاخر نشان کند
آن شهریار عدل کانصاف او همی
[...]
گیرد قدر عنانش و بوسد قضا رکاب
گر پای و دست قصد رکاب و عنان کند
هرگز به سالها نکند ابر نوبهار
آن مکرمت که دست تو در یک زمان کند
تیزی که مغز چرخ ز بانگش فغان کند
تیزی که روزگار بدو امتحان کند
تیزی که مردگان همه از بیم درریند
گر نفخ صورصدعت خود را چنان کند
تیزی که چون زمنفذ سفلی گشاد یافت
[...]
چشمت که قصد جان من ناتوان کند
گویم مکن به قصد دل، همان کند
مرغ دل آشیانه به زلف تو می کند
چون طوطیی که میل به هندوستان کند
آن کس که مانده بسته سودای زلف تو
[...]
مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند
راهی سبک بیار، که رطلم گران کند
گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیم
بر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند
گر مهر و ماه را به در او برم شفیع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.