ماه نو و صبح بین پیاله و باده
عکس شباهنگ بر پیاله فتاده
روز به شب کردهای به تیرگی حال
شب به سحر کن به روشنائی باده
از پی آن تا حصار غم بگشائی
جام سوار آمدو قنینه پیاده
جعد نشان بر جبین ساده و بنشین
زخمه برآور که نیک جعدی و ساده
تشنهٔ عیشی جز از مغان مَسِتان آب
کاب مغان است داد عیش تو داده
بیش ز بازار می مخر که به بازار
هیچ میی نیست آب برننهاده
زر به بهای می جوینه مکن گم
آتش بسته مده به آب گشاده
می که دهی صاف ده چو آتش موسی
زو دم خاقانی آب خضر بزاده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای زندگی و لذتهای آن اشاره میکند. او از نوشیدن باده و حال خوش ناشی از آن میگوید و در تضاد با تاریکی شب، روشنایی صبح را توصیف میکند. همچنین به غم و اندوه انسانها اشاره دارد و دعوت به شادی و خوشی میکند. او به دنبال جام و عیش مغان است و نصیحت میکند که از می بیکیفیت دوری کنند. شاعر با اشاره به قدرت باده و زیباییهای آن، بر اهمیت لذت بردن از زندگی تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: ماه نو و صبح به همراه پیاله و باده، در واقع نشان میدهد که تصویر ستاره شباهنگ بر روی پیاله منعکس شده است. این تصویر نمادین است و به زیبایی و شادی ناشی از نوشیدن باده در صبح اشاره دارد.
هوش مصنوعی: تو در زندگیات به قدری غمناک و تیره روزگار را به شب تبدیل کردهای که باید در صبح، حال و هوای خود را به روشنی و شادابی باده تغییر دهی.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به شادی و از بین بردن غم و اندوه، باید به سراغ می بروید که سمبل خوشی و راحتی است؛ چرا که مثل سوارآمدن یک جام، به همراه خود آرامش میآورد و اگر قنینی (نوعی مروارید) را به یاد مواد و موادی که در دسترس است، به آرامش درونی میرسیم.
هوش مصنوعی: موهای فر و زیبا را که بر پیشانی سادگیات دیده میشود، نشان بده و بنشین، چرا که با نواختن ساز، زیباییات را بهتر به نمایش خواهی گذاشت.
هوش مصنوعی: تشنهٔ لذتی جز از میفروشان (مغان) نخواهی بود، زیرا آب (شراب) مغان همین لذتی است که به تو داده شده است.
هوش مصنوعی: بیش از این در بازار شراب خرید نکن، زیرا در بازار هیچ شرابی نیست که آب به آن بیفزایند.
هوش مصنوعی: در جستجوی می، زر (طلا) را با بهای کم تلف نکن، چرا که آتش (تمایلات و اشتیاق) را نمیتوان به آسانی به آب (آرامش) نزدیک کرد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی شراب صاف و زلالی را که مانند آتش موسی(ع) پاک و خالص است به کسی بدهی، آن را به دست خاقانی، که مانند آب خضر(ع) برای زندگی و شفا بخش است، بسپار.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دخترکان سیاه زنگیزاده
پیش وضیع و شریف روی گشاده
مادرشان هیچگون به دایه نداده
وز در گهوارهشان به در ننهاده
بار خدایا به فضل بندهٔ خود را
گر بتوانی فرست پارهٔ باده
زان می آسوده کز پیاله بتابد
چون ز بلور سپید بسد ساده
زانکه بدو تند کره رام توان کرد
[...]
ای ز بزرگی بدان مقام که قدرت
بر سر گردون فراشتست و ساده
بس که تردّد کنند زی درت آنک
بر فلک از کهکشان علامت جاده
عاجز تدبیر تست جنبش گردون
[...]
قاسم اشیء چه دست فیض گشاده
بهره (صامت) ز فضل کرده زیاده
هم به دلم مهر تو ودیعه نهاده
هم به کفم اختیار مدح تو داده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.