گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

ای به حکم تو اقتدا کرده

تیغ خورشید در نفاذ و مضا

چرخ را در مقام حشمت تو

باز مانده ز کار هفت اعضا

در شب حادثات خاطر تو

همچو صبح است با یدبیضا

مهر تو در دل هنرمندان

همچنان تشنگیست در رمضا

گرچه تقصیر بنده چندانست

که برون شد ز حدّ استرضا

انقباض من اختیاری نیست

کآدمی هست شهر بنده قضا

در توان یافت این قدر، زیراک

در عبادات ممکنست قضا

اینهمه هست و چشم می دارم

التفاتی ز تو به عین رضا

صبح صادق چو عذر روشن داشت

انجم ازوی همی کنند اغضا

هست از انعام تو توقّع من

اوّل اغضا و آنگهی امضا

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عین. ح در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۹ نوشته:

بیت ششم: شهربندِ قضا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.