گنجور

شمارهٔ ۶ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای به حکم تو اقتدا کرده

تیغ خورشید در نفاذ و مضا

چرخ را در مقام حشمت تو

باز مانده ز کار هفت اعضا

در شب حادثات خاطر تو

همچو صبح است با یدبیضا

مهر تو در دل هنرمندان

همچنان تشنگیست در رمضا

گرچه تقصیر بنده چندانست

که برون شد ز حدّ استرضا

انقباض من اختیاری نیست

کآدمی هست شهر بنده قضا

در توان یافت این قدر، زیراک

در عبادات ممکنست قضا

اینهمه هست و چشم می دارم

التفاتی ز تو به عین رضا

صبح صادق چو عذر روشن داشت

انجم ازوی همی کنند اغضا

هست از انعام تو توقّع من

اوّل اغضا و آنگهی امضا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام