گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

دریا دلا تو آنی، کز فیض طبع روشن

گرد سواد شبهت، از روی دین بشستی

پیشت نهاد گردون، هر ارزو که کردی

زان پیشتر که گفتی، زان بیشتر که جستی

در نوبت بزرگی، هر چند چون فذلک

در آخر الزّمانی ، در مرتبت نخستی

جود تو برتواتر ، چون حادثات گیتی

فضل تو بی نهایت، چون شکر تندرستی

منسوخ شده بیک ره، در دور دانش تو

اعجاز نظم صاحب، تحسین شیخ بستی

گردون که دایم آرد، هر سختیی برویم

آورد از طرفها، در کار بنده سستی

از روی لاف گفتم، آرم به خاک پشتش

هر چند این حکایت ، خود بود محض رستی

دستم ببست ناگه، وافکند زیر پایم

پس گفت خیز و بنما، این چابکی و چستی

فریاد من رس اکنون، کم دست و پای بسته

با چون فلک حریفی باید گرفت کستی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.