گنجور

شمارهٔ ۳۱۵ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

دریا دلا تو آنی، کز فیض طبع روشن

گرد سواد شبهت، از روی دین بشستی

پیشت نهاد گردون، هر ارزو که کردی

زان پیشتر که گفتی، زان بیشتر که جستی

در نوبت بزرگی، هر چند چون فذلک

در آخر الزّمانی ، در مرتبت نخستی

جود تو برتواتر ، چون حادثات گیتی

فضل تو بی نهایت، چون شکر تندرستی

منسوخ شده بیک ره، در دور دانش تو

اعجاز نظم صاحب، تحسین شیخ بستی

گردون که دایم آرد، هر سختیی برویم

آورد از طرفها، در کار بنده سستی

از روی لاف گفتم، آرم به خاک پشتش

هر چند این حکایت ، خود بود محض رستی

دستم ببست ناگه، وافکند زیر پایم

پس گفت خیز و بنما، این چابکی و چستی

فریاد من رس اکنون، کم دست و پای بسته

با چون فلک حریفی باید گرفت کستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام