گنجور

شمارهٔ ۲۹۳ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای خواجه بدیدمت دل تو

چون عارض یار تست ساده

آگاه نیی که اندرین دور

منسوخ شدست نقل و باده

جایی که ز بیم تیغ کافر

گشتند نران دهر ماده

شاهان جهان فلک سواران

جستند چو لوریان پیاده

در هر بن خار ماهرویی

از پرده چو گل برون فتاده

بر هر سر راه نازنینی

لب بسته و چشمها گشاده

نا داده کسیش شربتب آب

جان داده به تیغ اب داده

معروف تر از من و تو بسیار

هستند به .... فقر کاده

در وقت چنین بجز تو کس نیست

بر در بر آرزو نهاده

وین هم ز عجایب جهانست

ای خوش نفس حلال زاده

افتاده منارهای اسلام

....ت چو مناره ایستاده

گر نوحه گری کنی کنون به

از مطربی چنین فلاده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام