گنجور

شمارهٔ ۲۳۵ - وله ایضا فی استدعاالّتبن

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

بدرگاه خواجه شدم دی سوار

بدان تا ز دیدار او برخوردم

ز بهر عمارت بدان پیشگاه

یکی تودة خاک آمد برم

دو سه توبره کاه در پیش او

که شایستی ار بودی آن بر سرم

به لفظی که دانند آنرا خران

همی گفت در زیر لب استرم

چه بودی گر این خاک من بودمی

من آن بخت نیک از کجا آوردم

از این خاکم اندر دهان آمد آب

سزد گر دگر خاک را نسپرم

از این پس تو بر خاک ره می نشین

که آن بهتر از لاشۀ لاغرم

که هم آب و هم کاه دارد ببر

من از دور باد هوا می خورم

برو خواجه را از زبانم بگوی

که ای چشمۀ جود و کان کرم

مرا نیز از کاه پر کن شکم

که آخر نه از خاک ره کمترم

رسولم ز استر بنزدیک تو

ادا کردم و دردسر می برم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام