گنجور

شمارهٔ ۲۱۶ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای ضمیر تو غیب را جاسوس

وی تو مسعود و دشمنت منحوس

مدّتی رفت تا مرا کرمت

نه ز مطعوم داد و نه ملبوس

کرده یی حبس رسم من بی جرم

وین هم از بخت و طالع معکوس

چیست موجب که از میان رسوم

رسم من گشت ناگهان مطموس

مکن ایخواجه رسم من بفرست

مشکن بیش از این مرا ناموس

ور گناهی حوالت است به من

غلّه مطلق کن و مرا محبوس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام