گنجور

شمارهٔ ۱۲ - مدح حسین طبیب

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مثنویات
 

مشفق عمرها حسین طبیب

در همه فعلها بدیع و غریب

آنکه در علم طب کند افسوس

بر حکیم بزرگ جالینوس

جد او اصل نیکنامی هاست

هزل او اصل شادکامی هاست

پس به رسمست و نیک شایسته

شاه را بنده ایست بایسته

تندرستی چو در دهان دارد

شه بر او اعتماد جان دارد

نکته گوید بسی چو بازد نرد

اینت زیبا و اینت خوشدل مرد

سیکی هفت و هشت چون بخورد

دست زی عشرت و نشاط برد

اندر آید برنج و بقره بقو

راست گویی که هست جنس لقو

زود یک پای چست بردارد

راه آیم روم به پیش آرد

در همه حال آشکار و نهان

علم ابدان شناسد و ادیان

خوش ندیمی ست راست باید گفت

همه علمست آشکار و نهفت

عادت او دروغ و بهتان نیست

به گه هزل و جد گران جان نیست

گاه و بیگاه چون طبیب شهست

ظاهر و باطنش حبیب شهست

پای غوری که او تواند کوفت

خرس هرگز چو او نداند کوفت

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.