گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

اندرین مرغزار کشت و درود

تیره و خیره چند خواهی بود؟

چند خواهی بناز در برداشت

دل اتش پرست دود اندود؟

روز و شب خون خود همی ریزی

تو به تیغ زبان زهر آلود

مال و ملک جهان ترا شده گیر

چون نباشی تو، مال و ملک چه سود؟

از تو خشنود نیست هیچ کسی

وانگهی هم تو از تو ناخشنود

دودمانی در آتش اندازد

گر ضعیفی ز دل برآرد دود

هر که آسایش دلی دادست

بهمه حال خویشتن آسود

عقل داند که بر زیان بودست

هر که از بهر مال جان فرسود

که بهر حال آنچه زوکم شد

بیش از آن بود کاندر آن افزود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.