گنجور

شمارهٔ ۱۶۳ - وله ایضا فی التّجرید

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

اندرین مرغزار کشت و درود

تیره و خیره چند خواهی بود؟

چند خواهی بناز در برداشت

دل اتش پرست دود اندود؟

روز و شب خون خود همی ریزی

تو به تیغ زبان زهر آلود

مال و ملک جهان ترا شده گیر

چون نباشی تو، مال و ملک چه سود؟

از تو خشنود نیست هیچ کسی

وانگهی هم تو از تو ناخشنود

دودمانی در آتش اندازد

گر ضعیفی ز دل برآرد دود

هر که آسایش دلی دادست

بهمه حال خویشتن آسود

عقل داند که بر زیان بودست

هر که از بهر مال جان فرسود

که بهر حال آنچه زوکم شد

بیش از آن بود کاندر آن افزود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام