گنجور

شمارهٔ ۱۳۷ - و له ایضاً

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای که جزیاد مخلوق تو نخورد

لاله چون جام پر شراب کند

ابر سرمایۀ گهرباری

از سر کلکت اکتساب کند

آتش خاطرت چو شعله زند

زهرۀ روزگار آب کند

چون سخن رانم از کله داریت

نرگس از شرم قصد خواب کند

جز خداوند خواجه ننویسد

گر عطارد ترا خطاب کند

آفتاب از حیای تو هردم

زابر برروی خود نقاب کند

هرکه از خدمت تو دوری جست

هم فراق توش عذاب کند

نه ز تقصیر باشد از خادم

کمترک عزم این جناب کند

حاش لله که خاطر اشرف

با من از بهر آن عتاب کند

آفتابی تو و درین موسم

پشت هرکس برآفتاب کگند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام