گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

مژده ایدل که یار باز آمد

ترک چابک سوار باز آمد

غمزۀ او نیم مست برفت

با هزاران خمار باز آمد

بسته جانی هزار بر فتراک

این زمان از شکار باز آمد

هر شماری که کردم از حسنش

نه یکی، صد هزار باز آمد

یا رب آن ساعت خجسته چه بود

کز درم آن نگار باز آمد؟

بنمرد سپاس ایزد را

تا بدیدم که یار باز آمد

آخر آن آب چشم و آه سحر

عاقبت هم بکار باز آمد

هین برون آی ای غم از دل من

که مرا غمگسار باز آمد

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عین. ح در ‫۷ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۸ نوشته:

بیت دوم:
غمزۀ او که نیم‌مست برفت،

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.