گنجور

شمارهٔ ۵۹

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

باد بر خاک ترک تازی کرد

با عروسان خفته بازی کرد

ابر از آب دیده وقت سحر

جامۀ شاخ را نمازی کرد

غنچه را بر سماع بلبل مست

وقت خوش گشت و خرقه بازی کرد

من چو نرگس ندیده ام هرگز

خاک پایی که سرفرازی کرد

اندرین هفته باد ناسودست

بس که هر گونه کارسازی کرد

نرگسانرا کلاه زر بخشید

غنچه را برگ دلنوازی کرد

چون زبان بنفشه کوته یافت

سوسن آنجا زبان درازی کرد

گل که اوّل ز برگ و ساز تمام

بر سر شاخ ترک نازی کرد

وز غرور توانگریّ و جمال

بلبلان را جگر گدازی کرد

عاقبت خاک بر دهان افکند

زانکه دعوی بی نیازی کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام