گنجور

شمارهٔ ۴۶

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

یار با ما وفا نخواهد کرد

با خودم آشنا نخواهد کرد

نکند رای من وگر کند او

بخت من خودرها نخواهد کرد

خوبی و بد خویی چو همزادند

او ز همشان جدا نخواهد کرد

حاجت ما بروی خرّم اوست

حاجت ما روا نخواهد کرد

عهد دارد که جز جفا نکند

تا نگویی وفا نخواهد کرد

با چنان زلف و روی کو دارد

بر غمش دل قفا نخواهد کرد

تنگ شکّر گرش چه هست فراخ

زان نصیبی مرا نخواهد مرد

جانم امد بلب ز غصّه و او

بوسی از خود جدا نخواهد کرد

تا نیارد غمش برویم روی

بر غم او قفا نخواهد کرد

در همه دور حسن خودکاری

از برای خدا نخواهد کرد

هست در دست من دعایی واو

رغبت اندر دعا نخواهد کرد

خود نداند که دولت خوبی

تا قیامت بقا نخواهد کرد

چارۀ زرکنم که جز زر، کس

چارۀ کار ما نخواهد کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام