گنجور

شمارهٔ ۴

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

گل رخت بباغ در فکندست

وز چهره نقاب بر فکندست

بر راه صبا ز شکل غنچه

صد صرّۀ پر ز زر فکندست

اسباب نشاط و عیش عالم

نوروز بیکدگر فکندست

شد تشنه بخون لاله سوسن

زین روی زبان بدر فکندست

چون نافۀ مشک نا رسیده

لاله همه کوه و در فکندست

آمیخته خون و مشک با هم

بی قیمت و بی خطر فکندت

آهویی رمیده گویی آنرا

از ترس برهگذر فمندست

آب دهن سحاب نرگس

در دیدةۀ بی بصر فکندست

بلبل ز قدوم گل در اطراف

آوازۀ شور و شر فکندست

از آب سنان کشیده سوسن

وز آتش گل سپر فکندست

ز اندیشه بخویشتن فرو شد

تا بر رخ گل نظر فکندست

گویی همه شب شراب خوردست

نرگس که چو مست سرفکندست

نی نی که ز شرم چشم یارم

خود را بخراب در فکندست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسین، ۱ نوشته:

اشتباه نوشتاری
آهویی رمیده گویی آنرا {آهوی }
از ترس برهگذر فمندست { به رهگذر فکندست}
نی نی که ز شرم چشم یارم
خود را بخراب در فکندست ، شاید:{ خود را به خمار در فکندست } باشد
با پوزش

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.