گنجور

شمارهٔ ۳۸

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

ز لعلت عکس در جام می افتاد

نشاط عالمش اندر پی افتاد

جهانی می پرستی پیشه کردند

چو از رویت فروغی بر می افتاد

جمالت پرده از رخسار برداشت

گل از بس شرمساری در خوی افتاد

سراپایم چو نی در بند عشقست

غمت در من چو آتش در نی افتاد

دل سرگشته ام زان پس که خون شد

بدست عشق تو دانی کی افتاد

ز راه دیده بیرون رفت و عشقت

نشان خون بدید و بر پی افتاد

دلم با عارض ساده دل تست

که طرّاری چو زلف بروی افتاد

دلم بردی نگه دارش که هرگز

شکاری این چنینت در نیفتاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام