گنجور

شمارهٔ ۱۳۸

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

مرا دلیست هوس خانۀ غم آبادی

که گر بدور فتادی مرا به افتادی

طرب نکوهی، انده کشی، غم اندوزی

ز کار عیش پشیمان، بدرد دل شادی

درو بهر سر مویی نهفته درد دلی

درو بهر سر انگشت، خار بیداری

بسان شعلۀ انگشت هر نفس که زنم

برو چنان که بر آتش براوفتد بادی

تنم ز خون جگر گشته بود مالامال

اگر نه نایژةۀ خون ز دیده بگشادی

بدام خوبان صد ره فتاد و بیرون جست

ولی فتاد ازین ره بدست استادی

بدین صفت که منم یار ار بدانستی

به پرسش ار نشدی رنجه، کس فرستادی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام