گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

دل غنچه را باز این غم گرفتست

که پشت بنفشه چرا خم گرفتست

نقاب از رخ او بخواهد گشودن

صبا غنچه را زان فرادم گرفتست

چمن را خط سبزه منشور ملکست

که اقلیم شادی مسلّم گرفتست

مگر چشم من دید در خواب نرگس

که چشمش ز چشمم چنین نم گرفتست

مزاج گل از مشک و می شد سرشته

کزن بوی و زان رنگ در هم گرفتست

شد از زلف یارم بشولیده کارش

بنفشه ازین روی ماتم گرفتست

رضا داد لاله بخون پیاله

که خونش گرفتست و محکم گرفتست

همه راز دل غنچه با باد گوید

تو آن ساده دل بین که محرم گرفتست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین، ۱ نوشته:

اشتباه نوشتاری
کزآن بوی و زان رنگ در هم گرفتست
شد از زلف یارم بشولیده کارم

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام