خوبان که روی بر من بیدل نهادهاند
دام از پی شکاری بسمل نهادهاند
باشد نشان پا همه خونین به کوی دوست
آنجا ز بس که کام به ساحل نهادهاند
مستان ز بحر پرخطر عشق همچو مُل
تا بر گرفته کام به ساحل نهادهاند
خود را شهید دیدهام ای دل که در کفم
آیینهای ز خنجر قاتل نهادهاند
جیبی ز شوق پاره نکردند زاهدان
بر دستشان ز سبحه سلاسل نهادهاند
مقصد طلب مباش که سرگشته ماندهاند
آنها که رخت خویش به منزل نهادهاند
در بزم او کلیم ز آه شررفشان
شمعیست در کنارهٔ محفل نهادهاند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال عاشقان و خوبان میپردازد که با بیدلی و شیدایی در پی عشق هستند. او خود را در میان این مستان و معشوقان میبیند و از خونین بودن پاهای خود در راه عشق سخن میگوید. شاعر به زاهدان اشاره میکند که هیچ وقت از شوق عشق دل بر نمیدارند و سعی در محدود کردن خود دارند. در نهایت، او خود را در بزم عشق مییابد و میخواهد از شعف و آتش احساسات در آن محفل بگوید، جایی که هر لحظه درخشش و زیبایی خاصی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: زیبا رویانی که به من بیاعتنا هستند، در حقیقت خود را در دام عشق گرفتار کردهاند و در انتظار شکار کردن دلباختهها هستند.
هوش مصنوعی: در کوی دوست، نشانههای زیادی از جراحات و دشواریها وجود دارد، زیرا عدهای برای رسیدن به آرزوهای خود سختیها را تحمل کردهاند و به ساحل (هدف) رسیدهاند.
هوش مصنوعی: عاشقان که در دریای پرخطر عشق غرق شدهاند، مانند مرواریدهایی هستند که پس از گرفتن لذت و کام به ساحل رسیدهاند.
هوش مصنوعی: به خودم نگاه میکنم و احساس میکنم که جانم را فدای چیزی کردهام. در دستانم آینهای قرار دادهاند که نشاندهندهی زخمها و دردهای ناشی از خیانت یا آسیبزدن است.
هوش مصنوعی: زاهدان از شوق و محبت به خداوند، به خود زحمت نمیدهند و در دستشان زنجیرهای دعا و ذکر را به دوش میکشند.
هوش مصنوعی: به دنبال هدفی خاص نباش، چون کسانی که تمام تلاششان را کردهاند و به مقصد رسیدهاند هم هنوز در سردرگمی قرار دارند.
هوش مصنوعی: در محفل او، کلیم (موسی) به خاطر آههایش نورانی شده است؛ مانند شمعی که در کنار مجلس قرار دادهاند و نورش را پخش میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن رهروان که رو به در دل نهاده اند
بی رنج راه رخت به منزل نهاده اند
تا می توان شکست دل دوستان مخواه
کاین خانه را به کعبه مقابل نهاده اند
بسم الله ای مسیح که چندین تن عزیز
[...]
این کعبه را بنا نه به باطل نهادهاند
بس معنی و جمال درین گِل نهادهاند
درمانده گشته است به این کار و بال عقل
هرسو هزار عقده مشکل نهادهاند
زین گل چه دیدهاند مگر حاملان عرش
[...]
جمعی که بار درد تو بر دل نهادهاند
چون راه سر به دامن منزل نهادهاند
در دامن مراد دو عالم نمیزنند
دستی که عاشقان تو بر دل نهادهاند
پاکند از آن ز عیب نکویان که پیش رو
[...]
آن رهروان که رو به درِ دل نهادهاند
بی رنجِ راه رخت به منزل نهادهاند
درماندهٔ صلاح و فسادیم الحذر
زین رسمها که مردمِ عاقل نهادهاند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.