اگر از سوز عشقت سوخت دل دیوانهای کمتر
وگر بر باد شد خاکسترش پروانهای کمتر
به پیش مستی چشمش که یارب باد روزافزون
بود سامان صد میخانه از پیمانهای کمتر
نثار دوست کن گر نیم جانی در بدن داری
ز همت دور باشد بودن از پروانهای کمتر
ز جوش درد بیاو خون دل در دیدهاش گردد
تو ای بیدرد تا کی باشی از پیمانهای کمتر
به چشم آنکه باشد خاطرش معمور دلتنگی
بود وسعت سرای عالم از ویرانهای کمتر
ز بس لبریز درد عشق خوبان گشتهام جویا
به گوشم قصهٔ مجنون بود افسانهای کمتر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عمق و شدت عشق و درد ناشی از آن است. شاعر در آن بیان میکند که اگر دل دیوانهای در سوز عشق بسوزد، کمتر از پروانهای که بر خاکستر خود میچرخد، نیست. او به مستی چشم معشوق اشاره میکند و میگوید که زندگی و خوشیهای او کمتر از سالها زندگی در میخانه نیست. شاعر همچنین به فداکاری برای دوست صحبت میکند، حتی اگر تنها نیمی از جان در بدن داشته باشد. او به درد و رنج ناشی از دوری از محبوب اشاره میکند و از کسی که بیدرد است میپرسد که چرا از سر شوق خود کمتر از پیمانهای برای عشقش نمیریزد. در نهایت، شاعر به داستان افسانهای مجنون اشاره میکند و میگوید که پر از درد عشق خوبان است و از بزرگی و وسعت دنیای عشق و دلتنگی حرف میزند.
هوش مصنوعی: اگر دل دیوانهای از عشق تو بسوزد، کمتر است و اگر خاکسترش به باد برود، باز هم کمتر است.
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت نگاهی که او دارد، ای کاش روزی بر ما بگذرد که به اندازهی کافی خوشی و شادی داشته باشیم، چرا که در دل ما برای شادمانی و لذت، بیش از یک پیمانه کافی است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی چیزی به دوستت هدیه کنی، حتی اگر تنها ذرهای از زندگی در بدنت داری، بهتر است که دوری از همت و تلاش را فراموش کنی؛ بودن و زندگی کردن بیهدف و بدون عشق، ارزشی کمتر از یک پروانه دارد.
هوش مصنوعی: از شدت دردی که به خاطر نبودن او دارد، اشکهایش مانند خون دل میشود. ای کسی که دردی احساس نمیکنی، تا کی میخواهی از وضعیت خودت راضی باشی و کمتر از آنچه شایستهات است، احساس کنی؟
هوش مصنوعی: چشم کسی که ذهنش پر از خاطرات و احساسات است، جهان را به اندازه یک ویرانهی کوچک میبیند، حتی اگر در واقع بزرگ و وسیع باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر احوال دردناک عشق به محبوبان، چنان در جستجوی خبر شدهام که داستان مجنون را از کسی میشنوم که کمتر از آن گفته شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شود دگر گم دلم در کوی محنت خانهای کمتر
نباشیم ارمن و دل جغدی و ویرانهای کمتر
دلم گر افکنی وز دست نگذاری دل یاران
از این پیمانههای پر ز خون پیمانهای کمتر
مکن آزادم از قیدت بیندیش از هلاک من
[...]
جهان را سیل اشکم گر کند ویرانهای کمتر
اگر من هم نباشم در جهان دیوانهای کمتر
ز بس پیمانه پیمودی شکستی جمله پیمانها
نداری تاب ای پیمانشکن، پیمانهای کمتر
غم دل با تو گر ناگفته ماند، افسانهای کمتر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.