شد دل دریا کنارم ته همین از چشم تر
موج قلزم گشته هر چین جبین از چشم تر
بسکه دارد در گره آهی جدا از هجر اوست
چون حباب اشکم بریزد بر زمین از چشم تر
گر نه خوناب جگر بارد ز مژگان جای اشک
کی خورد آبی دل اندوهگین از چشم تر
بسکه باشم تشنهٔ نظارهٔ دیدار دوست
در دهن زیبد اگر گیرم نگین از چشم تر
من که جویا دور ازو شب تا سحر در گریه ام
کی جدا گردد چو شمعم آستین از چشم تر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او تصویر دلش را چون دریا توصیف میکند که پر از اشک و غم است و هر چهرهای تا حدی متاثر از هجر معشوقش شده است. با تشبیه چشمانش به حبابی که اشک را به زمین میریزد، ابراز میکند که در دوری از محبوبش، چگونه غم و تنهایی بر او چیره شده است. شاعر از تشنگی و نیاز عمیق خود به دیدار دوست میگوید و در نهایت، غم و اندوهش را با حالت یک شمعی که در حال سوختن است، به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دل من مثل دریا به خاطر احساسات و غمهایم پر از تلاطم است. هر بار که نگاهی به صورت کسی میاندازم، آن حس عمیق و دریاگونهام در چشمانم نمایان میشود، مثل موجهایی که در سطح دریا به وجود میآیند و نشان از احساسات درونیام دارند.
هوش مصنوعی: در دل من حسرت و اندوهی عمیق از دوری او وجود دارد، تا جایی که اگر اشکم چون حبابی ترکیده شود، بر زمین میریزد.
هوش مصنوعی: اگر اشکهای تلخ و دردناک از چشمهایم نبارد، پس چه چیز باعث میشود که دل غمگین من از چشمانم تر شود؟
هوش مصنوعی: به خاطر علاقه شدید و نیاز به دیدن دوست، حتی اگر از اشکهای چشمم مروارید میچکد، آن را به گردن میآویزم.
هوش مصنوعی: من که بیخبر از او، شب تا صبح در حال گريهام، چگونه میتوانم مانند شمعی باشم که آستینم از اشکهایم جدا شود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.