گنجور

 
جویای تبریزی

لبت از خود شراب می طلبد

دلم از خود کباب می طلبد

از می لاله گون لبی ترکن

باغ حسن تو آب می طلبد

هر که از شوخی تو آگاه است

از درنگت شتاب می طلبد

به رخش آنکه گرم می بیند

زآن گل رو گلاب می طلبد

دلم از نسبت لبش جویا

بادهٔ لعل ناب می طلبد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سلیم تهرانی

دلم آن پر عتاب می طلبد

ترک مستی کباب می طلبد

ساده لوح آنکه در ولایت حسن

گرمی از آفتاب می طلبد

آب خواهد ز تشنه در دریا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه