اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی
که از او تا به قمر فرق نباشد مویی
صنمی سنگدلی سیمبری فتنهگری
دلبری عشوهدهی سروقد مهرویی
نازنینی که گر از خانه به بازار رود
نعره وای و وهی بشنود از هر سویی
هدف تیر بلا کرد دل ریش مرا
ناوک غمزه خونریز کمان ابرویی
چاره کار من اکنون که کند وای به من
که نیم مرد کمانش به چنین بازویی
من که با شیر دلان لاف به نیکی زدهام
سگ کویی شدهام در طمع آهویی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.