ای ترک جفاپیشه لختی به وفا دم زن
بگشای ز ابرو چین بر طرّهٔ پر خم زن
چون خط سیه کارت بر چهر سپیدت رست
با زلف بگو زین پس رو حلقه ماتم زن
گر هر که ترا جویاست بر کشتن او کوشی
یکباره ز خشم آتش بر خلق دو عالم زن
تا زلف چو شیطانت بر آن رخ چون خلد است
از گندم خال خویش راه دل آدم زن
از عشوه شکرخندی بر خاک شهیدان کن
وآنگاه دم از معجز چون عیسی مریم زن
یک سلسله عاقل را دیوانه اگر خواهی
زلفین مسلسل را شوخی کن و برهم زن
گویی غزل ار روزی بر سبکِ سنایی گو
ور پنجه زنی جیحون در پنجهٔ رستم زن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جاذبه زنانه اشاره دارد و از شاعر خواسته میشود که به وفا و محبت پرداخته و از زیباییهای ظاهری خود عبرت بگیرد. شاعر به معشوقهای مینویسد که با زیبایی و جذابیتش میتواند قلبها را به تپش درآورد و حتی دیوانگی را نیز به جان عاقلان بیفکند. او به کار بردن زیبایی و شگردهای عشق را توصیه میکند و با اشاره به قدرت عشق و جذابیت، از او میخواهد که درک کند که میتواند معجزهآسا عمل کند. در نهایت، شاعر بازیگوشی و جاذبه را به عنوان وسایلی برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران پیشنهاد میکند.
هوش مصنوعی: ای دختر ترک که همیشه سرد و بیمحبت هستی، کمی به محبت بیندیش و لبخند بزن. با ابروانت به حرکات زیبای موهای پرفرکت توجه کن.
هوش مصنوعی: زمانی که خط تیرهای بر چهرهای سفیدت نقش ببندد، با موهایت بگو از این پس حلقهای از ماتم بر خود بگذار.
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال توست و قصد آزارش را داری، در یک لحظه با fury و خشم، بر تمام موجودات عالم وارد شو.
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند شیطنتت زیباست و بر چهرهات مانند بهشت جلوه میکند. با نشان گندممانند خود، دل آدم را به بازی میگیری.
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت تو بگو، آنچنان که بر خاک شهیدان رحمت بفرستی و سپس مانند عیسی مریم از معجزات و شگفتیهای خود سخن بگو.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی عاقلان را دیوانه کنی، با زلفهای درهم و پیچیدهات شوخی کن و آنها را به هم بریز.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اگر روزی غزلها به سبک سنایی گفته شوند، انگار میتوانند به زیبایی و قدرتی مشابه با جیحون و رستم دست یابند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای یار مقامر دل پیش آی و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
در پاکی و بیباکی جانا چو سراندازان
چون کم زدی اندر دم آن کمزده را کم زن
اشغال دو عالم را در مجلس قلاشان
[...]
ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده
[...]
مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن
خصلی که نهی پر نه نقشی که زنی کم زن
هر دم چو فلک لعبی از پرده برون آری
این شعبده یک سو نه وین معرکه برهم زن
گر مهر نهی بر دل از شوق پیاپی نه
[...]
تا چند حدیث از جم روجام دمادم زن
جامی کش و پشت پا بر مملکت جم زن
منت زملک بیجاست کز عشق بود خالی
جهدی کن و دست و دل بر دامن آدم زن
اول علم تجرید بر گنبد گردون کش
[...]
گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن
هم نکتهٔ وحدت را با شاهد یکتاگو
هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن
هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.