ای که زچشم و لبت نوبت بوس وکنار
گردد هشیار مست مست شود هوشیار
زلف تو بر روی خط ماری تازان به مور
خط تو در زیر زلف موری تازان به مار
جز از لب و چهرات هرگز نشینده ام
ناری همسنگ نور نوری همرنگ نار
گوشه نشین مژه ات ترکی عصیان پرست
دامان برچیده زلف هندوی پرهیزگار
ازدل سنگین تو که برده زآهن گرو
زاندل من می طپد که شیشه دارد ببار
لاله بیداغ نیست جز دل تو کز ازل
داغ ورا هر دلی برده پی یادگار
زابروی تو چشم مست قبضه تیغش بدست
چون بکف ذوالخمار قائمه ذوالفقار
تا به یمین و یسار زلف تو بیزد عبیر
نیست زآشفتگیم فرق یمین و یسار
آذر وآذار را من از تو بشناختم
بیتو بهارم خزان با تو خزانم بهار
لعل و رخت در صف آتش و آبند لیک
آب تو آتش فشان آتش تو آبدار
گر تو نقاب افکنی از رخ خورشیدوش
من بهوایت ز مهر رقص کنم ذره وار
کار من و عیش من ذکر تو و فکرتست
خوشتر از این نیست عیش بهتر از این نیست کار
خواه به تیغم بزن یا بکمندم ببند
هرکه گرفتارتست در دو جهان رستگار
بیتو ندارم شکیب وز تو نخواهم گسست
گر بفتد تن بخون ور برود سربدار
وصف توام در کلام بوی توام در مشام
گو ببرندم زبان گو بکنندم مهار
ره که بدنبال تست چاه ندارد به پیش
شب که می از دست تست صبح ندارد خمار
چنین که از مهر و ماه همی بری تاج و باج
مگر گزیدت به خیل خواجه والاتبار
مهین محمد علی معاون الملک راد
که دفتر ماسوی از او گرفت اعتبار
آنکه بطبع بلند وزگهر ارجمند
ختم بزرگی نمود بنام او کردگار
در بر ایوان او چرخ ندارد شکوه
بنزد اجلال او کوه ندارد وقار
بهر زبانی طلیق بهر بیاتی رشیق
بهر صناعت دقیق بهر هنر کامگار
منظر او چون ارم محضر او چون حرم
وجود او مغتنم عهود او استوار
قوام دولت ازو نظام ملت ازو
بطش پر او سکوت بخش کم او هزار
نامه او از رموز ذخیره آسمان
خامه او از حریر عاقله روزگار
ای تو در امثال خویش فروز حسن سیاق
وز در گفتار تو بگوش جان گوشوار
عزم تو همچون کلیم رخت برد در بحور
حزم تو همچون خلیل تخت نهد بر شرار
رای تو گر در جهان فروزد آنسان که اوست
لیل زتابندگی پنجه زند با نهار
درکنف حفظ تو سقف نخواهد ستون
با شرف عون تو ملک نخواهد حصار
زهره برد از قضا هر چه تو را در پناه
تیغ کشد برقدر هرکه تو را درجوار
برق زجودت بابر ابر زخشمت ببرق
خنده کند قاه قاه گریه کند زارزار
کلک درایام بزم بگفته ات ملتجی
تیغ بهنگام رزم بضربت امیدوار
هرکه بکاخت شتافت زان پس کاعزاز یافت
بدره ستد پنج پنج صدره برد چارچار
گر همه در عهد تو بید نشانند و سرو
سیب دهد کیل کیل نار دهد باربار
دادگرا شعر من که زد بشعری علم
اختر گوهروش است گوهر اختر شعار
طبع من وگفت من لجه و لؤلؤی ناب
مدح تو و ذات تو بحر و در شاهوار
و شاقکان تو راست زچتر کاوس ننگ
نگار کان مراست زجام جمشید عار
درخور من کن عطا یا به خور خویشتن
ورنه شود از چه رو سیم عزیز تو خوار
تا که بقانون نقل نیست چو امروز دی
تا که بفتوای عقل نیست چو امسال پار
خیل تو گردون مسیر میل تو آفاق گیر
فرش تو را عرش تخت تخت ترا بخت یار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای معشوق میپردازد. شاعر در اشعارش از چشم و لب معشوق و تأثیر آنها بر خود سخن میگوید و زلفهای او را به ماری و خطهای او را به رنگهای زیبا تشبیه میکند. او احساساتی عمیق و شوق و ناگزیری خود را از عشق بیان میکند و نشان میدهد هرگز از یاد معشوق غافل نمیشود.
شاعر همچنین به مقام و شأن یک شخصیت بزرگ مانند محمد علی معاون الملک اشاره میکند و او را ستایش میکند. او این شخصیت را فردی با بصیرت و قدرت میداند که میتواند تأثیر زیادی بر جامعه داشته باشد. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که به او عطا کند، به این معنا که به او کمک کند تا عشقش را به معشوق ابراز کند. این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی و احترام به بزرگان است.
هوش مصنوعی: ای کسی که چشم و لب تو باعث میشود تا نوبت بوسیدن و در آغوش گرفتن برسد، باید بدانی که انسان هشیار هم ممکن است در عشق و زیبایی مست و فراموشکار شود.
هوش مصنوعی: زیبایی زلف تو به گونهای است که مانند خطی نازک و نشتری بر تن یک مار میماند. به عبارت دیگر، زلف تو همچون دندانههای ظریف و درخشان زیر زلف یـک موری، به زیبایی و شگفتی میدرخشد.
هوش مصنوعی: من هیچگاه صدایی شبیه به آتش که با نور همخوانی داشته باشد، جز از لبان و صورت کسی نشنیدهام.
هوش مصنوعی: در گوشه ای از چشمانت، شور و هیجانی وجود دارد که به طرز زیبایی با موهای خویش که به دور از گناه است، در هم آمیخته شده است.
هوش مصنوعی: از دل سنگین و دردناک تو که به زنجیر آهنین گرفتار است، دل من به خاطر حساسیتش مانند شیشه میلرزد و به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: لالهای که پژمرده است، فقط دل توست که از ازل داغ عشق را تحمل کرده و هر دلی را به یاد خود میکشاند.
هوش مصنوعی: چشم مست تو مانند تیغی است که در دست کسی قرار دارد و به شدت بر دلها تسلط دارد، مانند ذوالفقار که در دست حضرت علی (ع) است و قدرت و قوتش قابل تصور نیست.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند عطری است که در اطراف من پخش میشود و در این حالت، آنقدر درگیر آشفتگی و سردرگمیام که دیگر نمیتوانم تفاوت راست و چپ را تشخیص دهم.
هوش مصنوعی: من با تو آذر و آذر را شناختم. بهار من با تو همانند خزان است و خزانم هم بهار میشود.
هوش مصنوعی: جواهرها و زیبایی چهرهات در میان آتش و آب قرار دارند، اما آب چشمان تو مانند آتش فوران میکند و آتش وجود تو مانند آبی زندگیبخش است.
هوش مصنوعی: اگر تو نقاب از چهره خورشید برداری، من به خاطر عشق تو مانند ذرهای در نور و گرمی مهر میرقصم.
هوش مصنوعی: دنبال یاد تو و فکر کردن به تو هستم و این حال و هوای من از هر چیزی بهتر است. هیچ چیز دیگری نیست که برای من از این لذتبخشتر باشد.
هوش مصنوعی: هر کس که در دنیا به تو وابسته است، یا به وسیلهٔ شمشیر من کشته میشود یا با دستان قراردادی محبوس میشود، در هر صورت او در این دو جهان نجات پیدا میکند.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تحمل کنم و از تو جدا نخواهم شد. حتی اگر تنم به خون آغشته شود یا سرم از تن جدا گردد، باز هم رهایت نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: توصیف تو در کلمات من مانند عطر تو در بینیام است. اگر زبانم را ببرند و مرا خاموش کنند، باز هم نمیتوانند عشق تو را از یاد ببرند.
هوش مصنوعی: مسیرهایی که دنبال میکنی، به جایی نمیرسند و شب نمیتواند تو را از حالت مستی نجات دهد، زیرا صبحی که میخواهد بیاید، هیچ چیزی از آن حال و هوای شب را برطرف نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر از مهر و ماه نیز تاج و باج بگیری، مگر اینکه به جمعی از بزرگان و والامقامان بپیوندی که انتخاب شدهاند.
هوش مصنوعی: محمد علی معاون الملک راد شخصیتی مهم و برجسته است که اعتبار و شخصیتش باعث اعتبار و ارزش دفتر ماسوی شده است.
هوش مصنوعی: آن کسی که به طور طبیعی بزرگ و با ارزش است، و در نهایت به مقام والایی دست یافته، خداوند نام او را جاودان کرده است.
هوش مصنوعی: در جلوی خانهاش هیچ درختی با زیبایی خاصی وجود ندارد و کوهی هم به اندازهی احترام و شکوه او بلند نیست.
هوش مصنوعی: هر زبانی زیبایی خاص خود را دارد و هر نوع شعر و نثر لطافت و جذابیتی ویژه به همراه دارد. همچنین، هر حرفه و صنعت مهارتهای خاص خود را میطلبد و هر هنری راهی برای موفقیت دارد.
هوش مصنوعی: چهره او مانند بهشت است و حضور او چون مکانی مقدس و قابل احترام است. وجود او دارای ارزشمند و عهدهای او پایدار و محکم است.
هوش مصنوعی: این بیت به اهمیت و نقش اساسی یک نفر در استقرار و پایبندی دولت و ملت اشاره دارد. این فرد با قدرت و توانایی خود میتواند ساماندهی و نظم را برای جامعه به ارمغان آورد و در عین حال با مهارت و زیرکی، آرامش و سکوت را در برابر مشکلات به وجود آورد. به طور کلی، وجود چنین شخصیتی میتواند منجر به استحکام و پیشرفت کشور شود.
هوش مصنوعی: نامه او پر از اسرار آسمانی است و قلم او از نرمی و لطافت روزگار تهیه شده است.
هوش مصنوعی: ای تو که در نمونههای خود، زیبایی و جاذبهای داری و گفتار تو به گوش جانم مانند گوشوارهای است که شنیدنش لذتبخش است.
هوش مصنوعی: در اینجا به قدرت و عزم قوی شخص اشاره شده است. شخص دارای ارادهای محکم است که مانند پیامبر کلیم (حضرت موسی) در میان دریای مشکلات و چالشها حرکت میکند و از خطرات عبور میکند. همچنین، او با شجاعت و حکمت خود، مانند حضرت ابراهیم (خلیل) میتواند در دل آتشها و دشواریها آرامش و امنیت ایجاد کند و بر مشکلات فایق آید. در کل، به ویژگیهای برجسته و استقامت فرد اشاره شده است که در برابر موانع همواره استوار و مقاوم است.
هوش مصنوعی: اگر رای و اندیشه تو در دنیا مانند او درخشان باشد، شب با روشنایی تابناکش درگیر میشود و میتواند به صبح پیروز شود.
هوش مصنوعی: در زیر حفاظت تو، هیچ دلیلی برای استحکام نیست و بدون یاری تو، هیچ سرزمین و سرپناهی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: ستارهای به نام زهره تقدیر را از تو دور کرده و هر چیزی که تو را در معرض خطر قرار دهد، قضا و قدر از تو دور میسازد. هر کسی که در کنار تو باشد، به اندازهای که شایستهاش است، در امان خواهد بود.
هوش مصنوعی: برق ناشی از سجدهات همچون رعد و برق، از شدت خشم تو به خنده درمیآید و از شدت اندوه، به گریه میافتد.
هوش مصنوعی: در روزهای جشن و شادی، به گفته تو، به سلاحی پناه میبرم که در زمان جنگ به کمک میآید و امیدم را با ضربهاش تجلی میبخشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی تلاش و کوشش باشد، بعد از آن به موفقیت و عزت دست مییابد. او برکت کارش را دریافت میکند و به تدریج و به مقدار زیاد به دستاوردهای بیشتری میرسد.
هوش مصنوعی: اگر همه در زمان تو بیدار باشند و سرو میوههای سیب بدهد، انار نیز بارها و بارها میوهدار خواهد شد.
هوش مصنوعی: شاعر میگوید: ای داور، شعر من با شعری ناب آمیخته است که مانند ستاره، ارزش و زیبایی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: طبع من و گفت من، مثل دریا و مروارید ناب است. ستایش تو و ذات تو، مانند دریایی عمیق و بیپایان است که هیچکس به اندازه تو بزرگ و ارجمند نیست.
هوش مصنوعی: شما در زیر سایهی کاوس، بزرگترین شجاعتها را میآموزید و این نشانهی شرم و ننگ من است که از جام جمشید بهرهمند نیستم.
هوش مصنوعی: به من هدیهای بده یا خودت را به من بده، وگرنه موجب خواهد شد که نقره گرانبهایت به زحمت بیفتد و بیارزش شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که حکایتی از دیروز وجود ندارد، مانند امروز، و تا زمانی که عقل حکم نمیکند، همچون سال گذشته.
هوش مصنوعی: جمعیت آسمان به سوی تو میچرخد و دنیا تحت تأثیر خواستههای تو قرار دارد؛ فرشتگان زیر پای تو هستند و سرنوشت تو با حمایت و یاری به تو خدمت میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چیست ازین خوبتر، در همه آفاق کار
دوست به نزدیکِ دوست، یار به نزدیکِ یار
دوست برِ دوست رفت، یار به نزدیکِ یار
خوشتر ازین در جهان، هیچ نبودهاست کار
سرو سماطی کشید بر دو لب جویبار
چون دو رده چتر سبز در دو صف کارزار
مرغ نهاد آشیانبر سر شاخ چنار
چون سپر خیزران بر سر مرد سوار
آلت رامش بخواه گوهر شادی بیار
رعد مثال این بزن ابر نهاد آن ببار
خلق همی بنگری روز و شب اندر نشاط
جز طرب اندر جهان نیز ندارند کار
خاک نبینی به ره خرده نقره بساط
[...]
ای ز سپهر کمال تافته خورشید وار
گشته به تمییز و عقل نادرهٔ روزگار
از کرم شهریار کار تو همچون نگار
وز قلمت چون نگار مملکت شهریار
ای کل رواسک کند و سرسر خار
دیو با دیدار تو چو لعبت فرخار
کنگی گنده دهان و گنده ریش و کور
بد دل و بد طلعت و بد روی و بد دیدار
دیگهای مایه تو پر غدد و کرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.