میم دهان لعبتی نخواهنده ابجد
قامت ما دال کرد از آن الف قد
جیم دو زلفش بعین دوستی از من
برده چنان دل که می ندانم ابجد
خد نکو را کنند برمه تشبیه
لیک بت من ز ماه به بودش خد
مه که ز حد بگذرد پذیرد نقصان
آن مه تکمیل شد چو بگذشت از حد
در همه عضوش ز ساق خوشترم آید
کاینجا راهی برد بجانب مقصد
گر رخ امرد بدل فزاید قوت
ضعف دل من چراست زان رخ امرد
یکدم صد بار اگر جمالش بینم
باز بذوق اندرم نگشته مجدد
جلوه دندان اوست در برعشاق
چون سخن میر به زدر منضد
داور فرخ نژاد با دل باذل
سیف الدوله امیرزاده محمد
آنکه یک اقدام او بملک گشاید
به زهزار ازدحام خیل مجند
سودد ازو سر بلند شد بر مردم
مردم اگر سر بلند گشته زسودد
گاه غضب در رخش چو بینی گوئی
شعله نیران جهد زخلد مخلد
مهر و مهش دو ایاغ احمر و اصفر
روز و شبش دو غلام ابیض و اسود
ایکه بنازد زفر محمدت چرخ
همچو بنی هاشم از میامن احمد
باقی آرند فاضلان بر فضلت
گردند ارجمع یا که مفرد مفرد
آری آنجا که آفتاب بتابد
کس نکند التماس نور زفرقد
سطری از دفتر حیای تو نبود
گر بنویسد کسی هزار مجلد
کی ببرزگی کند بر تو نمایش
آنکه بآرایش است نور مقید
نیست همی کار خواجگی بتجمل
خواهد قول درست وعزم مشید
رای تو ز الواح روزکار بخواند
آنچه فراز آید از زمان مبعد
سیلی کآرد هزار سال دگرروی
تو برش امروز استوار کنی سد
سرمد چون خیرخلق یزدان جستی
یزدان دادت بخلق فره سرمد
صد حصن ازیک نهیب تیغ تو مفتوح
مانا دارد بفتح عهد موکد
تا که بود در خجسته لعل کواعب
سی و دو لؤلؤی جانفرای مسند
قصر جلالت بحول و قوت ایزد
برتر از این طاق نه رواق زبرجد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و ویژگیهای معشوق سخن میگوید و شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. معشوقی که با زیباییهای خویش دلها را تسخیر کرده و شاعر به تحسین قامت، چهره و خوی آن میپردازد. او معشوق را با ماه و خورشید مقایسه میکند و به برتریاش در زیبایی و کمال اشاره میکند. در ادامه، اشاره به قدرت معشوق و تأثیرات او بر دیگران نیز وجود دارد، که نشاندهنده برتری او در میان مردم و جاذبهاش در دلهاست. شاعر تاکید میکند که حتی یک لحظه دیدن او ارزشمند است و تأثیرات عمیق و ماندگاری بر دل او میگذارد. این شعر به نوعی ستایش از زیبایی و هنر عشق است.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و جذابیت خود اشاره میکند، و میگوید که چهرهاش همچون یک بازیگر یا عروسک زیباست که اگرچه به شکل الف (ا) زیبا و جذاب است، اما با ابجد و قراری دیگر، قامت او تشخیص داده میشود. در واقع، او زیبایی و هنجارهای ظاهری را به نوعی بازی با حروف و نمادها تبدیل میکند.
هوش مصنوعی: موهای جیم چنان زیباییش را به خاطر دوستیاش از من گرفته که دلم را چنان تسخیر کرده که نمیدانم ابتدای حرفهایم چه باید بگویم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر اشاره میکند که در برخی از توصیفها و تشبیهات، خداوند را به زیباییهای طبیعی مانند چهره دلانگیز تشبیه میکنند. اما او معتقد است که محبوب و معشوق او، به مراتب زیباتر از هر چیز دیگری، حتی ماه، است.
هوش مصنوعی: هر چیزی زمانی که از حد خود فراتر رود، دچار نقصان میشود. اما زمانی که چیزی به کمال میرسد، اگر از حدودش عبور کند، ممکن است ضعیف شود.
هوش مصنوعی: در تمام بدنم، ساق پای او برایم زیباتر است؛ چون اینجا راهی به سمت هدف و مقصدم وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر چهرهی معشوق باعث افزایش زیباییام میشود، پس چرا دل من به خاطر آن چهرهی معشوق همچنان ضعیف است؟
هوش مصنوعی: اگر لحظهای از زیبایی او را ببینم، هر بار که باشد، همچنان به شوق و هیجان در میآیم و مثل دفعه قبل تازه میشوم.
هوش مصنوعی: جلوه دندان او به زیبایی دلربا در میان عاشقان مانند سخن عالمانهای است که بر بدیها غلبه دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به داوری با صفات نیک اشاره میکند که از خاندان فرخنژاد است و به عنوان شخصی مورد احترام و تمجید قرار دارد. همچنین، این داور به دل و روح سخاوتمند و بخشندهاش شناخته میشود و به ارتباطش با سیفالدوله، یکی از شخصیتهای برجسته، و امیرزاده محمد اشاره میکند. به طور کلی، این بیت تحسین ویژگیها و مقامهای مهم این افراد را بیان میکند.
هوش مصنوعی: کسی که یک عمل او میتواند دولت یا سلطنت را به دست آورد، حتی اگر همراه با هزاران نفر باشد، باز هم اثرگذار است.
هوش مصنوعی: از سود، سر بلند میشود، اما اگر مردم از سعادت یا سودی بالاتر بیایند، این سر بلندی معنای دیگری پیدا میکند.
هوش مصنوعی: گاه که خشم او را ببینی، انگار شعلهای از آتش در حال تلاش برای بیرون آمدن از دنیای جاودانی است.
هوش مصنوعی: دوست و معشوق من مانند دو سنگ قیمتی قرمز و زرد هستند، و روز و شب مانند دو خدمتگزار سفید و سیاه در اطراف آنها میچرخند.
هوش مصنوعی: این بیت به ستایش و افتخار نسبت به پیامبر اسلام و اینکه او چه تأثیری در جهان دارد میپردازد. مفهوم آن این است که اگر کسی به بزرگی و عظمت حضرت محمد (ص) ببالد، مانند خاندان بنیهاشم که از میوههای شیرین و خوب احمد (پیامبر) هستند، خواهد بود. در واقع، این شعر به بزرگداشت مقام پیامبر و ارادت خاندان او اشاره دارد و بیان میکند که افتخار به پیامبر بزرگی است که همگان باید به آن اعتراف کنند.
هوش مصنوعی: فضلا و نخبگان باقیمانده، اگر با هم جمع شوند یا به تنهایی هر یک از آنها، برتری و فضیلت تو را میستایند و اهمیت تو را درک میکنند.
هوش مصنوعی: آن جا که آفتاب روشنایی میبخشد، کسی نیازی به درخواست نور از ستارههای دوردست ندارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد هزار جلد کتاب دربارهی حیا و شرم تو بنویسید، هیچ کدام از آنها نمیتواند حتی یک خط از زیبایی و عمق حیا و عفت تو را بیان کند.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند بزرگی و عظمت خود را به نمایش بگذارد، در حالی که زیبایی و روشنی در دستان کسی است که به آن تعلق دارد؟
هوش مصنوعی: کار خواجگی تنها به وسیلهی تجمل و ظاهرسازی انجام نمیشود؛ بلکه برای آن نیاز به تصمیمی قاطع و درست وجود دارد.
هوش مصنوعی: نظر تو از بین روزگارها خوانده میشود و آنچه در آینده اتفاق بیفتد، بر اساس آن مینویسد.
هوش مصنوعی: اگر هزار سال گذشته را در نظر بگیریم، امروز میتوانی به تأثیر آن بر چهرهات پی ببری و آن را به شکلی محکم و استوار نشان بدهی.
هوش مصنوعی: زمانی که همیشه و ابدی، خیر و نیکی را از یزدان (خدا) جستی، یزدان نیز به تو توفیق و قدرتی ابدی عطا کرد تا در خدمت خلق باشد.
هوش مصنوعی: با یک صدای قاطع و قوی تو، هر قلعهای به راحتی فتح میشود، و این پیروزی نشانهای از وفاداری به وعدهای محکم است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دندانهای زیبا و درخشان دختران جوان وجود دارد و زیبایی آنها مانند سی و دو دانه مروارید دلانگیز است.
هوش مصنوعی: قصر عظمت خداوند با قدرت و توان او، بالاتر و زیباتر از این بنای با شکوه است که از سنگ زبرجد ساخته شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
جامهٔ خانه بتیک فاخته گون شد
وقت بهارست و وقت ورد مورد
گیتی آراسته چو خلد مخلد
گیتی فرتوت گوژپشت دژم روی
بنگر تا چون بدیع گشت و مجدد
برنا دیدم که پیر گردد، هرگز
[...]
ماهکند بر فلک ستایش آن خَدّ
سرو کند در چمن پرستش آن قد
عاریه دارند سرو و ماه تو گویی
راستی و روشنی از آن قد و زان خد
ای شده بیعلتی دو چشم تو بیمار
[...]
انده و اندیشه را دراز چه داری
دولت تو خود همان کند که بباید
قصر هدی شد به سعی شاه مشیّد
رایت اسلام سر کشید به فرقَد
شاه جهان شهریار عالم عادل
خسرو غازی طغانشه بن موید
آنک مرکب کند صواعق قهرش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.