ای که زلف تو ولی نعمت مشک ختن است
وز لطافت بدنت جلوه گر از پیرهن است
بس زشرم دهنت غنچه لب خویش گزید
اینک آلوده بخوناب لبانش دهن است
بیستون تیشه زدن کوهکنی نیست ولیک
هرکس اندردل تو را رخنه کند کوهکن است
مردم از چاه برند آب و مرا زآتش عشق
آبرویم برد آن چه که تو را بر ذقن است
گز ز زلفت نبرد شانه شکن رنجه مباش
که درستی سر زلف تو اندر شکن است
خونم ار زلف تو پامال کند سر مبرش
کاین گناه از طرف بخت سیه روی من است
بدلم زآتش جورت نبود آه بلی
دود از آن ملک نخیزد که تواش راهزن است
چه فسون خوانده ای سرو که بر دیده ما
فعل خار آید از آن رخ که به از یاسمن است
گر تور افتنه کنم نام مرا خرده مگیر
کز جمال تو دلیلیم بوجه حسن است
نارون را اگرش جای بباغ است چرا
باغ رخسار تو برآن قد چون نارون است
فتنه زینسان که بچشمان تو آورده پناه
غالب الظن من از سطوت شاه زمن است
ناصرالدوله ملک زاده آزاد حمید
کش زپیروزی و نصرت همه جانست وتن است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و در توصیف ویژگیهای جسمی و روحی او سخن میگوید. شاعر از زلفهای معشوق و لطافت بدنش تعریف میکند و میگوید که عشق او همچون آتش در دلش میسوزد. او به قدرت معشوق و تاثیر عمیق او بر احساساتش اشاره کرده و میگوید که هر کس وارد دل او شود، به مانند کوهکنی است که در دل کوه رخنه کرده است. در بخشهای دیگر، شاعر به نسبت میان خود و معشوق اشاره میکند و به نوعی از معشوق میخواهد که به او آزار نرساند. در نهایت، شاعر نام خود را به سبب زیبایی معشوق ذکر کرده و او را منبع زیبایی و عشق میداند. به طور کلی، شعر جلوهای از عشق و زیبایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: تو که زلفهایت مانند مشک ختن خوشبو است و لطافت بدنت به زیبایی از زیر پیراهن نمایان است.
هوش مصنوعی: بسیاری از شرم، لبهایش را مانند غنچهای در خود فرو برده است و اکنون لبهایش به خون آغشته شده است.
هوش مصنوعی: کوه بیستون را نمیتوان با تیشه شکست، اما اگر کسی به دل تو نفوذ کند، او همانند کوهکن است.
هوش مصنوعی: مردم از چاه آب میکشند، اما من به خاطر عشق، عزت و آبرویم را از دست دادهام؛ آنچه که تو بر صورت داری.
هوش مصنوعی: موهایت را بیهوده شانه نزن، چرا که درستی و زیبایی سر زلف تو در همین پیچیدگی و گرهها نهفته است.
هوش مصنوعی: اگر موهایت خون من را زیر پا له کند، ناراحت نشو، چرا که این گناه مختص سرنوشت شوم من است.
هوش مصنوعی: دل من از آتش عشق تو آکنده است، ولی آه و فریاد نمیکشم. این دود به خاطر آن نیست که آن سرزمین بیدرد است، بلکه به این دلیل است که تو در آنجا به راهزنی پرداختهای.
هوش مصنوعی: چقدر جادوگرانه و دلربا سخن گفتهای، ای سرو، که چهرهات بر دیدگان ما همچون خاری دردآور مینماید، در حالی که زیباییات از زیبایی یاسمن هم فراتر است.
هوش مصنوعی: اگر من به تو آسیب برسانم، نام من را سرزنش نکن، زیرا عشق به زیبایی تو در دل من ناشی از حسن و زیباییات است.
هوش مصنوعی: اگر درخت نارون را در باغی قرار دهیم، چرا چهره زیبای تو که همچون قد نارون است، در باغ نمیدرخشد؟
هوش مصنوعی: فتنهای که به چشمهای تو آمده، به احتمال زیاد از قدرت و سلطه من بر است.
هوش مصنوعی: ناصرالدوله ملک زاده آزاد حمید به پیروزی و نصرت از جان و دل پرداخته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باد صبح است که مشاطه جعد چمن است
یا دم عیسی پیوند نسیم سمن است
نکهت نافه مشگ است نه نافه است نه مشگ
اثر آه جگر سوخته ای همچو من است
نفس سرد گرم رو از بهر چراست؟
[...]
یارب این بوی خوش سنبل و گل با سمن است
یا نسیمی ز سر چار سوی یاسمن است
یا بخور کله تافته شمشاد است
با بخار رخ افروخته نسترن است
مگر این موسم خندیدن باغ ارم است
[...]
دوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منست
آمدن باری اگر در دو جهان آمدنست
آنکه سرسبزی خاکست و گهربخش فلک
چاشنی بخش وطنهاست اگر بیوطنست
در کف عقل نهد شمع که بِستان و بیا
[...]
یا رب این نکهت جانپرور مشک ختن است
یا دم غالیه زلف دلارام من است
نفس روح فزا میدمد از طرف چمن
یا صبا لخلخه جنبان گل و یاسمن است
این چه باد است که برخاست بفراشی باغ
[...]
تا ز مشک ختنت، دایره بر نسترن است
سبزهٔ خط تو آرایش برگ سمن است
از دل مشک و سمن گرد برآورد، زرشک
گرد مشک تو که برگرد گل و نسترن است
زره جعد تو را حلقه مشکین گره است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.