خوش به تو نقاش طرحی دلستان افکنده است
گرچه نقش آن کمر را از میان افکنده است
جان اگر نبود مصور پس مصور از کجا
اندر آیینهٔ رخت تصویر جان افکنده است
صبحآسا جلوهٔ تو ای مهر زمین
ماه و پروین را ز چشم آسمان افکنده است
گویی از آن چشم تیرانداز و طاق ابروان
ترک در محرابی از مستی کمان افکنده است
بس سبک دزدید مشکین زلفت از عشاق دل
عاقبت بر دوش تو باری گران افکنده است
ای به رخ باغ جنان بیماهت اینک سالهاست
کز فراقت دهر داغم بر جنان افکنده است
زرد چهرم سخت غمافزا شد آخر ای شگفت
سستی بختم خواص از زعفران افکنده است
پایمالم چون رکاب و چارمیخم همچو نعل
تا که با هجرت قضایم همعنان افکنده است
چرخ خرگاه (و) زمین اورنگ (و) عریانی لباس
خوب بختم وضع فری جاودان افکنده است
دیدهام زین سان که لؤلؤبیز گشته گوییا
خود نظر بر دست شاه کامران افکنده است
ناصرالدوله حمیدالدین که تیغش طرح نظم
هم به کرمان هم به آذربایجان افکنده است
چون مهندس کرد قصد بزم جاهش از ازل
این اساس چرخ را در امتحان افکنده است
ورنه معمار قدر بنیاد قصر رفعتش
آن طرف از حیز کون و مکان افکنده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره دارد و توصیفاتی از ویژگیهای او و تأثیری که بر شاعر گذاشته است، به تصویر میکشد. شاعر از نقاشی که طرح معشوق را کشیده و از زیباییهای او میگوید. او به بازیگوشیهای معشوق، ویژگیهای چشمان و ابروها، زلفهای مشکی و تأثیر عاطفی او بر دل عاشقان اشاره میکند. همچنین شاعر از درد فراق و غم ناشی از دوری از معشوق میگوید. به طور کلی، این شعر ترکیبی از عاشقانه و حسرت است و با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات عمیق شاعر را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: نقاشی زیبا، طرحی دلنشین برای تو کشیده است، هرچند که این طرح باعث شده تا زیبایی کمر از دیدهها پنهان شود.
هوش مصنوعی: اگر جان وجود نداشت، پس تصویر جان چگونه در آینه ظاهر شده است؟
هوش مصنوعی: در صبح زیبا، زیبایی تو همچون خورشید بر زمین میتابد و ماه و ستارهها را از نگاه آسمان پنهان کرده است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن چشم تیرانداز و قوس ابروهای زیبا، مانند کمانی در دل حسی عمیق و مستی قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: موهای مشکی تو به قدری زیبا و دلرباست که دلبستگان را به خود جذب میکند، اما با این حال، عشق و احساسی عمیق را بر دوش تو گذاشته که بار سنگینی است.
هوش مصنوعی: ای زیبای باغ بهشت، سالهاست که از دوری تو دلم پر از غم و درد شده و این غم همچون زخم عمیقی بر وجودم نشسته است.
هوش مصنوعی: چهرهام زرد و پر از غم شده و این واقعاً عجیب است؛ زیرا به نظر میرسد سرنوشتم به دلیل تأثیرات خاص زعفران دچار مشکل شده است.
هوش مصنوعی: من همچون رکابی زیر پا هستم و میخ من به اندازه نعل میباشد، تا زمانی که با هجرت، قضا و سرنوشت من همسو شده است.
هوش مصنوعی: چرخ و زمین، هر دو در عرش خود نمایاناند و فراوانی لباسهای زیبا و خوشبختیها، حالتی دائمی و جاودانه را به وجود آوردهاند.
هوش مصنوعی: چشمانم چنین زیبا و درخشان شدهاند که انگار گوهرها به گونهای بر دست پادشاه خوشبخت نگریستهاند.
هوش مصنوعی: ناصرالدوله حمیدالدین کسی است که با شمشیرش نظم و ترتیب را در هر دو منطقه کرمان و آذربایجان برقرار کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی معمار از ابتدا تصمیم به برگزاری جشن داشت، این اساس و ساختار جهان را در آزمایش قرار داده است.
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، معمار بزرگ و ماهر که پایههای قصر بلندی را طراحی کرده، آن را از جنبههای وجودی و مکانی جدا کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.