گنجور

شمارهٔ ۹۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

بستان ز شکوفه پر از انوار تجلی ست

بشکفته گل از شاخ شجر آتش موسی ست

برداشته صد مرده سر از خاک همانا

ظاهر شده از باد صبا معجز عیسی ست

بینیم ز نرگس که به خود چشم گشاده ست

کان چشم که بینا نه به جانان بود اعمی ست

لاله کند ایما که می عشق کشیدن

زان جام که نبود به میان دست کس اولی ست

هرکس می ازان جام کشد خاطر پاکش

فارغ ز غم توبه واندیشه تقوی ست

زاهد گر ازان می به مشامش نرسد بوی

با توبه و تقواش چه امکان تسلی ست

از صورت و معنی بگذر جامی و درکش

زان می که برون از قدح صورت و معنی ست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.