تا از گل تو سبزه برون آمدن گرفت
حسن تو ز انچه بود فزون آمدن گرفت
زنجیر بست طره تو گرد آفتاب
صد ذوفنون به قید جنون آمدن گرفت
زآب زلال خواست دل تشنه قطره ای
پیکان تو به سینه درون آمدن گرفت
در حیرتم ز دل که ز دام تو جسته بود
بار دگر به دام تو چون آمدن گرفت
ز افسونگری چه سود مرا چون تو نامدی
هر چند صد پری به فسون آمدن گرفت
رفتی و دل ز صبر و سکون نیز بازماند
چون آمدی به صبر و سکون آمدن گرفت
گفتی که آب چشم تونبود دلیل شوق
این خون ناب بین که کنون آمدن گرفت
چشمت ز غمزه تیغ بر این بی زبان کشید
ترکی به قصد صید زبون آمدن گرفت
هرجا که جامی از دل خون گشته قصه راند
از چشم مردمان همه خون آمدن گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای معشوق و تاثیر عمیق او بر احساسات و دلمشغولیهای خود اشاره میکند. با ورود گل، زیبایی معشوق افزایش مییابد و محبوب به دلبری و جلب توجه مشغول است. شاعر از زنجیری که موی معشوقش به دور آفتاب بسته، به قید جنون و دلباختگی میپردازد. همچنین او از عطش و longing خود برای دیدار معشوق و درد جدایی سخن میگوید و احساساتش را از اشک و غم بیان میکند. در نهایت، شاعر به این موضوع میرسد که حتی با وجود پریها و جادوها، هیچ چیز نمیتواند جایگزین معشوق او شود و محبتش به شدت بر دل و جان او تاثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: زمانی که از گلهای تو سبزهای سر برآورد، زیبایی تو نسبت به آنچه که بود، افزایش یافت.
هوش مصنوعی: موهای تو مانند زنجیری درخشان است که در خورشید میدرخشد و به زیباییهای متعددی اشاره دارد. این زیبایی مثل دیوانگی در من تأثیر گذاشته و من را به خود جذب کرده است.
هوش مصنوعی: دل تشنه به دنبال آبی زلال بود و ناگهان پیکان عشق تو به قلبش اصابت کرد و در دلش نفوذ کرد.
هوش مصنوعی: من در شگفتم که چگونه دل من پس از رهایی از دام تو، دوباره به دام تو برگشت و گرفتار شد.
هوش مصنوعی: چرا در جادوگری و افسونگری منفعتی برای من وجود دارد در حالی که تو نیامدی؟ هرچند که صد پری هم به جادوگری آمدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی رفتی، دل دیگر نتوانست صبر کند و آرام بگیرد. اما وقتی که برگشتی، دل دوباره آرامش و صبرش را به دست آورد.
هوش مصنوعی: گفتی که آب چشم تو نشانهی شوق نیست، اما این عشق خالصی که اکنون به وجود آمده، دلیلش همین است.
هوش مصنوعی: چشمت با ناز و غمزهات به گونهای مانند تیغ به من که بیزبان هستم، آسیب میزند، و این طور به طور ناخواسته باعث میشود که همچون طعمهای سبکدل تسلیم تو شوم.
هوش مصنوعی: هر جا که کسی دلی شکسته و غمگین دارد، داستانش از چشمانش به بیرون میزند و همهی مردم از این غم و اندوه آگاه میشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.