مقام عارف عالی مقام بی وطنیست
طراز کسوت فقر و فنا وبرهنه تنیست
به گوش دهر ازین راستر سخن نرسید
که گوهر صدف بحر صدق کم سخنیست
چو نیست بنده آن شاه مکی و مدنی
ازان چه سود که مکیست خواجه یا مدنیست
گرفت گوشه چو خم شیخ پر شراب غرور
به محتسب که رساند که وقت خم شکنیست
به قبله روی و بتان در درون ز حرص و هوا
نه این خدای پرستیست بلکه برهمنیست
هوای عشق کنی همت از دو کون ببر
که این عروج نیاید ز همتی که دنیست
خجالتیست عظیم از رخ تو جامی را
که زخم تیغ فراق تو خورد و زیستنیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از عارف و صوفی، از بیوطنی و مقام عرفانی صحبت میکند. شاعر میگوید که یک عارف واقعی از دنیای مادی و تعلقات آن بینیاز است و لباس فقر و فنا را بر تن دارد. او بیان میکند که راز اصلی وجود انسان در درون او نهفته است و این راز در کلامش نمیگنجد. به نظر میرسد که دانایی و معرفت حقیقی در رهایی از تعلقات دنیوی به دست میآید و آنچه که در این دنیا به عنوان "خدای پرستی" شناخته میشود، به نوعی غیر واقعی است. نیز به عشق و تلاش برای رسیدن به عوالم معنوی اشاره میکند و از احساس خجالت در مواجهه با درد جدایی از محبوب سخن میگوید. در نهایت، او تأکید میکند که واقعیات الهی در وجود انسان و عشق نهفته است و این عشق باید همت را از بند دنیا آزاد کند.
هوش مصنوعی: مقام واقعی عارفان به حدی بلند است که وابستگی به هیچ سرزمینی ندارند. آنان در لباس فقر و فنا به سر میبرند و از دنیای مادی و زرق و برق آن رها شدهاند.
هوش مصنوعی: زمانه از حقیقتگویی دلسوزان کمتر خبری ندارد و سخن گفتنهای صادقانه همچون جواهرهایی در صدفی هستند که نایاب و با ارزشاند.
هوش مصنوعی: اگر فردی بنده و سرباز آن شاه (خدا) نباشد، چه فایدهای دارد که او از اهل مکه باشد یا مدینه؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حالتی اشاره میکند که فردی، چون شیخ مست و مغرور، در حال خم شدن است و به محتسب (نگهبان شراب) میگوید که زمان شکستن قیدها و دست کشیدن از محدودیتها فرا رسیده است. به طور کلی، این عبارتی است از سرخوشی و احساس آزادی و عدم خضوع در برابر قوانین.
هوش مصنوعی: به سمت قبله توجه کن و در دل خود از حرص و خواستهها خالی باش. این نوع عبادت و پرستش خدا نیست، بلکه تنها جلب توجه به بتها و امور دنیوی است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در عشق به اوج برسی، باید توجه و تلاش خود را از دنیای مادی دور کنی، زیرا هیچ عروج و ترقی در عشق به وسیله کوششهای دنیایی حاصل نمیشود.
هوش مصنوعی: جامی که آسیب دیدن از جدایی تو را نشان میدهد، به شدت از زیبایی تو شرمنده است و نمیتواند به زندگی ادامه دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل مرا دل معشوق من موافق نیست
وگر موافق باشد ز عشق لایق نیست
موافقت ز دل عاشقان پدید آید
موافقت نپذیرد دلی که عاشق نیست
از آن بسی که بخوشی چنان نباشد شهد
[...]
مرا دوای دل خسته ساخت خواجه رفیع
به گوهری شبه صورت که کم ز لؤلؤ نیست
مسیح وار لب جان خوش بدان دل داد
که در جهان فراخ ایچ تنگ ترزو نیست
ز بهر داروی جان گر دمیم داد رواست
[...]
وگرنه ذکر حقم بر زبان خروشی نیست
به دل محبت این قوم عذرخواه من است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.