گنجور

شمارهٔ ۷۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است

درده شراب لعل چه جای تعلل است

گر دور جام می به تسلسل کشد رواست

بررغم آن که منکر دور و تسلسل است

داری هوای میکده ترک سبب بگوی

زاد طریق اهل ارادت توکل است

کردند شرح عشق حریفان ولی هنوز

این سر سر به مهر محل تأمل است

آگاهی از کماهی حالات عاشقان

باما جفای تو نه ز جهل از تجاهل است

صوفی که ذوق عشق تو می آردش به رقص

مستیست کز سرایت می در تمایل است

جامی کند تحمل هر رنج و غم ولی

در محنت فراق تو بس بی تحمل است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان