ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است
درده شراب لعل چه جای تعلل است
گر دور جام می به تسلسل کشد رواست
بررغم آن که منکر دور و تسلسل است
داری هوای میکده ترک سبب بگوی
زاد طریق اهل ارادت توکل است
کردند شرح عشق حریفان ولی هنوز
این سر سر به مهر محل تأمل است
آگاهی از کماهی حالات عاشقان
باما جفای تو نه ز جهل از تجاهل است
صوفی که ذوق عشق تو می آردش به رقص
مستیست کز سرایت می در تمایل است
جامی کند تحمل هر رنج و غم ولی
در محنت فراق تو بس بی تحمل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ساقی میخواهد که بیاید زیرا زندگی در حال زوال و تزلزل است و نباید در نوشیدن شراب تعلل کرد. او بیان میکند که اگر دور جام می باعث تأخیر شود، همچنان نوشیدنش جایز است. به ساقی میگوید که ترک علتها و وابستگیها یکی از اصول اهل محبت و توکل است. دوستانش در مورد عشق توضیحات زیادی دادهاند، اما هنوز هم راز عشق نیاز به تفکر و تأمل دارد. شاعر به عشق و حالات عاشقان اشاره میکند و در عین حال به جفای معشوقش اعتراف میکند که نه ناشی از نادانی، بلکه از بیتفاوتی است. او میگوید که صوفیانی که به عشق میرقصند، تحت تأثیر مستی عشق هستند. در نهایت، شاعر به تحمل سختیها در فراق معشوقش اشاره میکند و بیان میکند که این جدایی برای او بسیار سخت و غیرقابل تحمل است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و شراب بده، زیرا زندگی و این دنیا در حال تغییر و ناپایداری است و وقت تردید و معطلی نیست.
هوش مصنوعی: اگر نوشیدن شراب به یک دور باطل و تکراری تبدیل شود، اشکالی ندارد، با وجود اینکه من به دور و تکرار اعتقادی ندارم.
هوش مصنوعی: تو در دل داری اشتیاق به میکده، ولی علت این شوق را بیان نکن. به یاد داشته باش که راه و رسم اهل ایمان و ارادت، توکل و اعتماد به خداست.
هوش مصنوعی: عاشقان در مورد عشق توضیحات زیادی دادهاند، اما هنوز هم این موضوع نیاز به دقت و تأمل دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که شناخت و درک حالات عاشقان به خاطر بیمهری تو نیست که از نادانی باشد، بلکه ناشی از تجاهل و نادیده گرفتن است. به عبارتی دیگر، تو به عمد درک نکردی که چه حالتی دارند.
هوش مصنوعی: صوفیی که به خاطر عشق تو به شوق آمده و در حال رقص و شادی است، به نوعی به مستی و شگفتی دچار شده که ناشی از نوشیدن میباشد و در نتیجه، تمایل و کشش به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: برخی افراد میتوانند همه سختیها و اندوهها را تحمل کنند، اما در زمان جدایی از تو، نمیتوانند به هیچ وجه این درد را تحمل کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر گل مل آر خیز که وقت گل و مل است
گل عاشق مل است که مل قصه گل است
اکنون چرای آهو در دشت سنبل است
بر شاخ ها ز بلبل پیوسته غلغل است
ای سروری که قول تو چون وحی منزل است
کارت چون معجزات رسولان مُرسَل است
عالی دو آیت است علا و بها بهم
در شان دین و دولت تو هر دو منزل است
هر روز بر دوام دهد آفتاب نور
[...]
در پیش من ز بهر طرب کوزهٔ مل است
و این هردو دست کردهٔ آهل در آمل است
گاهی حدیث من ز غزلهای قمری است
گاهی سماع من ز نواهای بلبل است
گاهی ز بوی باده، در این دست عنبر است
[...]
لفظ الهی از ره اطلاق مشکل است
اینجا دگر نه معنی لاهوت حاصل است
مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
در گردنم ز حلقه زلفش سلاسل است
تعجیل میکنی تو و پایم نمیرود
بیرون شدن ز منزل اصحاب مشکل است
شیرینی وصال چو بیتلخی فراق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.