جانم از عشق تو در ورطه بیم افتاده ست
دلم از تیغ فراق تو دونیم افتاده ست
جیب گل نافه چین شد به گلستان گویی
دامن زلف تو در دست نسیم افتاده ست
حاصل خویش بجز رنج سفر هیچ ندید
هر مسافر که بر این در نه مقیم افتاده ست
شاهد ملک چه بینی که کند زیور گوش
زان در اشک که از چشم یتیم افتاده ست
وجه خود در ره می نه که نباشد غم دزد
هر که را کیسه تهی از زر و سیم افتاده ست
می خورد صوفی پرخوار پی هضم طعام
با همه جهل ببینش چه حکیم افتاده ست
نکشد جز به می و ساقی مطبوع و سماع
طبع جامی که ز آفات سلیم افتاده ست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق عشق و درد فراق است. شاعر از حال خود میگوید که در عشق معشوقش به شدت آسیبدیده و نگران است. دلش همچون دو نیمه شده و حس میکند که اشتیاقش به معشوقش او را به ورطهی ناامیدی و غم کشیده است. او نمادهای زیبایی و عشق را توصیف میکند، مانند گل و نسیم که همه در دست معشوقش هستند. در نهایت، شاعر به بیثمری سفرهایش اشاره میکند و میگوید که جز رنج و درد چیزی به دست نیاورده است. او همچنین به ناکامیهای خود در زندگی و عشق میپردازد و میگوید که آدمی با وجود علم و دانش، در عشقش بهنجار باقی نمانده است. شعر از حس فقدان و نیاز به عشق و زیبایی پر است.
هوش مصنوعی: زندگیام به خاطر عشق تو در حالت نگرانی است و قلبم به خاطر جداییات به دو نیم شده است.
هوش مصنوعی: جیب گل خوابگاه زیباییها شده است، گویی دامن زلف تو در دستان نسیم قرار گرفته و در حال بازی و رقص است.
هوش مصنوعی: هر مسافری که در این راه مقیم نشده، جز رنج سفر هیچ چیزی به دست نیاورده است.
هوش مصنوعی: ببینید این زیبایی و زینت که مشهود است، چقدر با درد و رنجی که در دل یتیم است، همراه شده است. اشکهایی که از چشم یتیم میریزد، جلوهای متفاوت و عمیق از غم و نامیدی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: چهرهات را در مسیر عشق نشان بده تا غم و دلتنگی نتواند به تو نزدیک شود، زیرا هرکسی که کیسهاش از طلا و نقره خالی باشد، از دزدان در امان است.
هوش مصنوعی: صوفی که به خوردن غذا مشغول است، به خاطر تلاش برای هضم آن، به شدت غرق در جهل و نادانی به نظر میرسد، اما در واقع باید او را حکیم و خردمند دانست.
هوش مصنوعی: تنها می و ساقی خوشنوا و موسیقی دلنواز میتواند انسان را از آسیبهای روحی و روانی دور کند. جامی که نوشیدنش خالی از ضرر و آسیبات است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
طره عنوان جمال تو چو جیم افتاده ست
دهن تنگت ازان چشمه میم افتاده ست
زان قد و زلف که گویی الف و لام ویند
لام الف وار دل خسته دونیم افتاده ست
قدت آن نخل بلند است و لب آن تازه رطب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.