گنجور

شمارهٔ ۵۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ساقیا چند ذکر موت و حیات

باده در ده که کل آت آت

سیآت من است هستی من

حسناتم ازان خلاص و نجات

چند جامم بده پی اندر پی

اذهب السیئات بالحسنات

پیش خم میم به سجده درآر

که نمازاست افضل الحرکات

دهنم را ز غیر باده ببند

که صیام است احسن السکنات

واقفم کن به کنج دیر که حج

لیس الا الوقوف بالعرفات

تا به کی بانگ هی هی ای صوفی

می دهد بوی دوری از هیهات

نامدی هرگز از جهات برون

کی خبر یابی از برون جهات

در میخانه جات شد جامی

نلت والله ارفع الدرجات



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان