بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
غلطان به خاک احباب را اشگی به آن پالودگی
مجنون چو افشاند آستین بر وصل تا روز جزا
دامان لیلی پاک ماند از تهمت آلودگی
نازش برای عشوه ای صد لابه میفرمایدم
صورت نمیبندد دگر نازی به این فرمودگی
از دیدن او پندگو یکباره منعم میکند
در عمر خود نشنیدهام پندی به این بیهودگی
پای طلب کوتاه گشت از بس که در ره سوده شد
کوته نمیگردد ولی پای امید از سودگی
آسر که دیدی خاک گشت از آستان فرسائیش
وان آستان هم باز رست از زحمت فرسودگی
خوش رفتی آخر محتشم آسوده در خواب عدم
هرگز نکردی در جهان خوابی به این آسودگی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق خود درباره عشق و ناامیدی میپردازد. او به تضاد بین زیبایی عشق و آلودگیهایی که میتواند به آن آسیب برساند اشاره میکند. مجنون، که نماد عاشق دیوانه است، به وصال محبوبش امیدوار است اما دامان معشوق (لیلی) را از اتهامها پاک میداند. شاعر به یادآوری این نکته میپردازد که چقدر سخت است که در مسیر عشق، پای امید را کوتاه کند و به بیفایده بودن پندهایی که از دیگران میشنود، اشاره دارد. او همچنین از فرسودگی و خستگی در این راه صحبت میکند و در نهایت به آرامش و آسودگی در خواب مرگ اشاره میکند، جایی که دیگر هیچ زحمتی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: بر چهرهٔ محبوب، دلیلی بر آلودگی نیست و تنها بگذارید عشق دوستان را با اشکی از پاکی شستشو دهیم.
هوش مصنوعی: مجنون هنگامی که آستین خود را برای پیوستن به لیلی باز میکند، به یاد دارد که در روز جزا، دامان لیلی از هرگونه اتهام و آلودگی پاک خواهد ماند.
هوش مصنوعی: ناز و عشوهای که او دارد، برای من دشواریهایی به همراه آورده است؛ اما او دیگر بهراحتی نمیتواند این نازها و ناز کردنها را از سر بگذارد.
هوش مصنوعی: هرگز در طول عمرم پندی به این اندازه بیفایده و بیمحتوا نشنیدهام که تنها با دیدن او، به ناگهانی به من برسد.
هوش مصنوعی: کوتاهی پای طلب به دلیل شکستها و ناامیدیها به وجود آمده است. در حالی که پای امید هرگز به خاطر این ناکامیها کوتاه نمیشود و ادامه مییابد.
هوش مصنوعی: وقتی که دیدی خاک و غباری از پای اسبش بر زمین نشسته، بدان که آن مکان هم از خستگی و زحمت برکنار نمانده و باز هم توانسته به زندگی خود ادامه دهد.
هوش مصنوعی: تو به خوبی به دیار باقی رفتی و اکنون در آرامش به خواب ابدی فرو رفتهای. هرگز در این دنیا خواب راحتی به این اندازه آسوده را تجربه نکردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماییم شسته زآب می دست از همه آلودگی
سوده سری در پای خم وز درد سر آسودگی
وقتی به عشق نیکوان بودم ز بودخویش گم
و اکنون به خود درمانده ام خوش وقت آن گم بودگی
تا سر به بالینم ز تو بر بستر بی بستری
[...]
چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
غم بر نتابد بیش ازین باید تن فرمودگی
نی نالهای نزدیک لب نی گریهای در دل گره
یارب نصیب من مکن اینست اگر آسودگی
گفتی به عشق دیگری آلودهای تهمت مکن
[...]
شستم ز میدر پای خم، دامن ز هر آلودگی
دامن نشوید کس چرا، زابی بدین پالودگی
میگفت واعظ با کسان، دارد می و شاهد زیان
از هیچکس نشنیدهام حرفی بدین بیهودگی
روزی که تن فرسایدم در خاک و جان آسایدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.