ای شکل قدت پیکری از سیم سارا ریخته
هر دم ز شاهان لشکری سرهات در پا ریخته
تا شد درین بستان سرا سرو قدت بالا نما
هر لحظه طوفان بلا بر ما ز بالا ریخته
چون آفتاب اینک شراب اندر هلال افکند تاب
رویت ز تاب آفتاب از مه ثریا ریخته
چشمم ز خون شد موج زن بین لاله ها خونین کفن
زان خون که ابر از چشم من برکوه و صحرا ریخته
ز اشکم که از دل سر زده نقش وفا بر زر زده
خونین گیا سربرزده یک قطره هر جا ریخته
داده رقیبت را امان از رنج تن دور زمان
بادا به جانش زآسمان مرگ مفاجا ریخته
زینسان که چشمت تیغ کین هر دم کشد برآن و این
مشکل که ماند ز اهل دین خون کسی ناریخته
از خوی تو ما غصه کش تر دامنان زو گشته خوش
ما کشت خشک او ابروش باران به دریا ریخته
جامی کز انفاس روان بخشد به هر دل مرده جان
نزلی بر او زین سبزخوان روح مسیحا ریخته
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و اثرات عاطفی ناشی از وجود معشوق میپردازد. او از قد و قامت دلربای سارا و تأثیر آن بر محیط اطرافش سخن میگوید. بستان به زیبایی او زنده شده و طوفان بلا بر دل عاشقان میبارد. نور آفتاب که در چهره محبوب میتابد، نشانهای از شادی و شعف است. همچنین، شاعر به اشکها و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند که همچون ریزش باران، در دل او و طبیعت ریخته میشود. در پایان، استحکام شخصیت معشوق و تأثیر مثبت او بر دلهای زنده را تمجید میکند و از او به عنوان منبع حیات یاد میکند.
هوش مصنوعی: تو همچون شکل زیبای سارا، از ظرافت و زیبایی ساخته شدهای و هر لحظه مانند یک لشکر از شاهان، بر سر و پاهایت زینت و جلوههایی میافشانی.
هوش مصنوعی: در این باغ، وقتی که قد بلند تو نمایان میشود، هر لحظه بر ما از بالا بلا و مشکلات مانند طوفانی فرو میریزد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و درخشندگی چهره محبوبش اشاره میکند و آن را با تابش آفتاب مقایسه میکند. او میگوید که چهره معشوق، مانند نور آفتاب در هلال ماه، جلوهگری میکند و تابش آن به قدری زیبا و خیرهکننده است که حتی زیبایی ستارههای دوردست را تحتالشعاع قرار میدهد.
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک شده و مثل امواج در میان لالههای خونین در حرکت است. این اشکها که به زمین ریخته، به قدری زیاد است که مثل باران از چشمانم بر کوه و دشت فرو میریزد.
هوش مصنوعی: از اشکهایی که از دل به بیرون آمده، نشانه وفا را بر روی طلا با خون نمکین کردهام. هر جا که یک قطره از این اشکها ریخته، اثر آن باقی مانده است.
هوش مصنوعی: رقیب تو به امانت داده شده، امیدوارم دوری از درد و رنج جسم را تجربه کند. باشد که مرگ ناگهانی از سوی آسمان، بر جان او نریزد.
هوش مصنوعی: چشم تو هر لحظه با انتقام به قتل کسی مشغول است و این دشواری اینجاست که از پیروان دین، هنوز خون کسی ریخته نشده است.
هوش مصنوعی: از ویژگیهای تو ما بیشتر غصه میخوریم، در حالی که ما خوشحال هستیم. کشتزار خشک تو مانند بارانی است که به دریا ریخته شده است.
هوش مصنوعی: جامی که به واسطهی نفسهای روحافزایش، زندگی و جان تازهای به هر دل خسته میدهد، بر او از این سفرهی سبز، روح مسیحا نازل شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریخته
گردون هزاران نرگسه از سقف مینا ریخته
صبح است گلگون تاخته، شمشیر بیرون آخته
بر شب شبیخون ساخته، خونش به عمدا ریخته
کیمخت سبز آسمان، دارد ادیم بیکران
[...]
شب را ز تیغ صبحدم خون است عمدا ریخته
اینک ببین خون شفق در طشت مینا ریخته
لالای شب در هر قدم لؤلؤ بر آورده بهم
وز یک نسیم صبحدم لؤلؤی لالا ریخته
خورشید زرکش تافته زربفت عیسی بافته
[...]
از جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریخته
یا دست ساقی بر ثری عقد ثریا ریخته
ریزد خم از جوش شراب از حلق یاقوت مذاب
این بحر جوشان بین کز آب آتش بر اعضا ریخته
آن لعبت ترسانگر از لب مسیح آسانگر
[...]
عبدس و ساقی در قدح، صهبا ز مینا ریخته
در گوهر الماسگون لعل مصفا ریخته
کرده پی اکسیر جان در طلق زرنیخ روان
در ساغر سیمابسان گوگرد حمرا ریخته
آب از سراب انگیخه آتش ز آب انگیخته
[...]
تا ساقی میخوارگان، در جام صهبا ریخته
خون دل خم در قدح از چشم مینا ریخته
در سینه ی سیم سپید آکنده زر جعفری
در دیده ی الماس تر یاقوت حمرا ریخته
این باده را ترکی عجب در ماه شعبان و رجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.