گنجور

شمارهٔ ۴۰۹

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو

که جز به قبله روی تو نیست ما را رو

تو خود بگوی ز روی تو روی چون تابیم

چنین که پرتو روی تو تافت از هر سو

نشان ز قرب تو داده ست عندلیب به باغ

وگر نه فاخته را چیست نعره کوکو

چرا دگر پس زانو نشینم از غم هجر

چنین که با تو شدم همنشین و همزانو

سوال کرد فضولی که چونی ای مجنون

ز یار خویش جدا گفت این سخن کم گو

مرا ز درد جدایی چه غم که با لیلی

چنان شدم که ندانم که این منم یا او

مدار امید شفا گفتی از لبم جامی

حبیبی انت طبیبی فکیف لا ارجو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام