گنجور

شمارهٔ ۳۱

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

سبکدستی کن ای ساقی بده رطل گران ما را

به خود درمانده ایم از ما زمانی وارهان ما را

نمی خواهیم کافتد چشم ما بر ما خوشا وقتی

که سازی در حجاب غیب خویش از ما نهان ما را

میان ما و تو نبود حجابی جز وجود ما

بیا یکدم کمر بگشای و بردار از میان ما را

جمال خود نما تا نیست گردیم از وجود خود

که هست این نیستی تخم بقای جاودان ما را

چنان از شوق تو مستیم و در عشق تو مستحرق

که نی پروای جان مانده ست و نی فکر جهان ما را

نشان دولت سرمد به نام ما کجا آید

نکرده از نشانها پاک عشق بی نشان مارا

نه در کون است منزل عشق را نی در مکان جامی

رهی بنما برون از عرصه کون و مکان ما را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط