به ساعد تا نهاد آن سیمبر داغ
دلی دارم ز دستش داغ بر داغ
به تن تا دیده ام کو داغها سوخت
بود صد داغ بر جانم ز هر داغ
به داغ خویش سوزد دیگران را
نباشد عاشقان را زین بتر داغ
ز داغ شوق و سوز فرقت اوست
اگر زخم است بر جانم و گر داغ
مرا از داغ او روی بهی نیست
ز بس دارم به روی یکدیگر داغ
ز داغش بر دلم دیرینه ریشیست
که نبود سودمند آن را مگر داغ
چو جامی داغی از وی بر جگر خواست
به بیداغی نهادش بر جگر داغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شدت داغ و سوز دل به خاطر عشق و دوری معشوق سخن میگوید. او دلی پر از داغها و زخمهای ناشی از عشق را توصیف میکند که هر کدام بر جان او اثر گذاشتهاند. شاعر به این نکته اشاره میکند که این داغها نه تنها او بلکه دیگر عاشقان را نیز میسوزانند و هیچ عاشقی نمیتواند از این داغها فرار کند. او همچنین به این موضوع اشاره میکند که این داغ به نوعی بخشی از وجود او شده است و هرچند که دردناک است، اما نمیتواند از آن رهایی یابد. در نهایت، شاعر به تصویر جامی که بر جگرش داغی از معشوق به یادگار دارد، اشاره میکند و نشان میدهد که همچنان با این داغها زندگی میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از داغی که به دلش از عشق یا خاطرهای گذشته آمده، سخن میگوید. وجود اثری از این عشق بر بازوی محبوب، نشاندهندهی عمق احساسات اوست. شاعر از دردی میگوید که به خاطر این عشق در دلش وجود دارد و این درد، بر دلِ دیگر دردهایش افزوده شده است.
هوش مصنوعی: وقتی به بدنم نگاه میکنم، میبینم که نشانههای سوختگی زیادی دارم و هر یک از این نشانهها به معنای یک درد عمیق بر روی جانم است.
هوش مصنوعی: دیگران در آتش احساسات و مصیبتهای خود میسوزند، اما برای عاشقان چه مصیبت بزرگی است که دغدغه این دردها را نیز دارند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و درد دوری اوست که اگر زخمهایی بر جانم هست و یا داغهایی بر قلبم، همه اینها ناشی از همان احساسات عمیق است.
هوش مصنوعی: من به خاطر داغی که از او به دل دارم، دیگر تواناییم برای بروز احساسات در چهرهام نمانده است، زیرا به اندازهای درد و داغ در دل داریم که نتوانیم یکدیگر را تماشا کنیم.
هوش مصنوعی: بر دل من از غم او زخم عمیقی وجود دارد که تنها درد و رنج آن را میتوان حس کرد و هیچ چیز دیگری در برطرف کردن این درد مؤثر نیست جز همین غم و اندوه.
هوش مصنوعی: وقتی که جام گرم و شعلهور را از او خواستند، او آن را با دلی سرد و آرام، بر دل گرم و آتشین گذاشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلیخا داشت از دل بر جگر داغ
ز نومیدی فزودش داغ بر داغ
تعالی الله، چسان بودش جگر داغ
که نو می شد ز داغش داغ بر داغ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.