گنجور

شمارهٔ ۲۰۲

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

زلف تو ماه را به سیه پوشی آورد

شب را و روز را به هم آغوشی آورد

لعلت به خط سبز چو ساقی شود به بزم

خضر و مسیح را به قدح نوشی اورد

بیخود شدم ز لعل تو آری همین بود

خاصیت شراب که بیهوشی آورد

چون در قبا خرام کنی شوق خدمتت

ارباب خرقه را به قباپوشی آورد

از یاد توست زندگیم می نمی خورم

مستی مبادم از تو فراموشی آورد

هرجا رسی چو شاه رقیبت به پیش راه

بر عاشقان سیاست چاووشی آورد

بر طوطیان هند ببندد زبان نطق

جامی چو رو به سحر سخن کوشی آورد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.