نه در کوه این صدا از تیشهٔ فرهاد میخیزد
ز سنگ و آهن از درد دلش فریاد میخیزد
خیال عارض و بالای تو تا بستهام با خود
ز باغ خاطرم گل میدمد شمشاد میخیزد
به گلگشت چمن چون مینشینی بر سر سبزه
به تعظیم قدت سرو از زمین آزاد میخیزد
ز تو نالم نه زان غمزه چو خونم بیگنه ریزد
هلاک صید نی از خنجر از صیاد میخیزد
مجو افسانه درد از دلی کز غم نشد رخنه
نفیر چغد کی از خانه آباد میخیزد
چو میآید ز تیغت بر اسیری زخم بیرحمی
ز جان هر اسیر آواز رحمت باد میخیزد
غزل را از غم عشق بتان ده چاشنی جامی
سرود دردناک از سینه ناشاد میخیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق است. شاعر به توصیف آثار عشق و تاثیرات آن بر احوالات خود و دیگران پرداخته است. صداها و صحنههای مختلفی به تصویر کشیده میشوند که نشاندهندهی عشق، غم و زیباییهای طبیعت هستند. شاعر به همچنین به قدرت و تاثیرات عاطفی معشوق اشاره میکند و از زخمهای ناشی از عشق و فراق صحبت میکند. این غزل ترکیبی از درد و زیبایی است که از عواطف انسانی نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: این صدا که به گوش میرسد، از سنگ و آهن ناشی نمیشود، بلکه از درد و رنج دل فرهاد برمیخیزد. عمق این صدا نشاندهندهی غم و اندوه اوست.
هوش مصنوعی: وقتی به یاد چهره و زیبایی تو فکر میکنم، احساس میکنم که از باغ یادهایم، گلها به شکوفه میآیند و درختان نیز سر به بالا میکشند.
هوش مصنوعی: زمانی که در چمنزاری به گشت و گذار میپردازی و روی سبزه نشستهای، به خاطر قامت بلند و زیبایت، درختان سرو از زمین بلند میشوند و به تو احترام میگذارند.
هوش مصنوعی: من از تو شکایت دارم نه از زخم چشمانت، زیرا بیآنکه خطایی کرده باشم خونم ریخته میشود. مانند آوارهای که قربانی چنگال صیاد میشود، این درد و رکود از تیغ او نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این واقعیت میپردازد که در دلهای پر از درد و اندوه، نمیتوان انتظار شادی و خوشحالی داشت. اگر دل کسی از غم و ناراحتی پر باشد، مانند چغد که در خانهای ویران و ناخوش به پرواز درنمیآید، نمیتوان انتظار داشت که از دلش افسانهای خوش آواز و دلنشین بیرون بیاید. به عبارت دیگر، وقتی دل غمگین و آسیبدیده باشد، نمیتواند زیبایی یا خوشحالی را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: زمانی که تیغ تو بر یکی از اسیران ضربه میزند و بیرحمی را نشان میدهد، حتی در دل هر اسیری صدایی از رحمت و ملایمت بلند میشود.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسی عمیق و دردناک از عشق میپردازد. او میگوید که غزلها را با غم عشق معشوقان رنگین و زیبا کرده و این اشعار تلخ و دردناک از دل ناشاد او برمیخیزند. به عبارت دیگر، او از ناکامی و اندوهی که در عشق تجربه کرده، میسراید و این غم به شکل هنری در شعرش تجلی مییابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زرخسار تو رنگ از گلشن ایجاد می خیزد
زرفتار تو از آب روان فریاد می خیزد
به هر گلشن که با آن قد رعنا جلوه گر گردی
به تعظیم تو سرو از جای خود آزاد می خیزد
ز آب آیینه روشن پذیرد زنگ و شیرین را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.