جز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام را
کز تن چو پیراهن کشد روشن کند حمام را
گیسوی مشکین بر تنش گویی نهاده باغبان
بهر شکار بلبلان بر خرمن گل دام را
نبود شب مهمانیش حاجت به شمع افروختن
کز رخ فروغ صبحدم بخشد نماز شام را
از عام دین و دل برد وز خاص زهد و معرفت
گسترده دامی خط او تاراج خاص و عام را
طوق سیه بختی شده در گردن جان لازمم
تا گرد رویش دیده ام آن خط عنبر فام را
آرام جانم می برد رفتار تو کو یک زمان
بنشین و آرامی بده این جان بی آرام را
گفتار جامی را نشان وصف جمالش پس چه غم
گر راوی شعرش کند محو از تخلص نام را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد. شاعر با به کارگیری تصاویری زیبا از شمع، سرو، گیسوی مشکین و باغ، به وضوح احساسات خود را نسبت به معشوق ابراز میکند. او به این نکته اشاره میکند که زیبایی معشوق نیازی به شمع یا روشنایی ندارد، زیرا خود او مانند صبحگاه، نور و روشنی را به همراه دارد. همچنین، نشان میدهد که عشق و شور و شوق وی به معشوق آنقدر عمیق است که تمام وجودش را تحت تأثیر قرار داده و او را بیقرار کرده است. شاعر از طوق سیاه بختی که بر گردن دارد نیز سخن میگوید و به زیانی که در اثر این عشق متحمل میشود، اشاره میکند. نهایتاً، او به قدرت کلام و شعر در وصف معشوق اشاره کرده و چنین میگوید که دیدن زیبایی معشوق، تمام اندیشه و نام را از راوی محو میکند.
هوش مصنوعی: شما آن مجسمه زیبا را مانند شمع کافوری ننامید، چرا که او از بدنش مانند پیراهنی که به کنار کشیده شده باشد، روشنی و زیبایی به حمام میبخشد.
هوش مصنوعی: موهای مشکی او همچون دامی است که باغبان برای شکار بلبلان، روی مزرعه گل پهن کرده است.
هوش مصنوعی: اگر شبی مهمان نداشته باشیم، نیازی به روشن کردن شمع نیست، زیرا نور صبحگاهی به قدر کافی روشنایی میآورد و نماز شام را روشن میکند.
هوش مصنوعی: این شاعر به توصیف شخصیتی پرداخته است که بر همه مردم و مخصوصاً اهل دین و زهد احاطه دارد. او با دقت و ظرافت، دلها را به سمت خود جلب میکند و علمی عمیق و ریشهدار دارد که در دامی جذاب گردهم میآورد. این شخصیت نه تنها بر دلهای عامه بلکه بر اهل معرفت و زهد هم تأثیر میگذارد و آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: نشان سیاه بختی بر گردن من مانند طوقی شده و این را نیاز دارم تا بتوانم زیبایی و خطی که رنگش به عنبر میزند را ببینم.
هوش مصنوعی: رفتار تو آرامش را به جانم عطا میکند، پس بزن یک دمی بنشین و به این دل بیقرار، آسودگی بده.
هوش مصنوعی: اگر کسی درباره زیباییاش سخن بگوید، پس چه جای نگرانی است اگر گوینده نامش را فراموش کند و فقط به وصف زیباییاش بپردازد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امشب سبکتر میزنند این طبل بیهنگام را
یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را
یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد
ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را
هم تازهرویم هم خجل هم شادمان هم تنگدل
[...]
ساقی همان به کامشبی در گردش آری جام را
وز عکس می روشن کنی چون صبح صادق شام را
می ده پیاپی تا شوم ز احوال عالم بیخبر
چون نیست پیدا حاصلی این گردش ایام را
کار طرب را ساز ده و اصحاب را آواز ده
[...]
بهر تو خلقی می کشد آخر من بدنام را
بس می نپایم، چون کنم وه این دل خودکام را
یک شب به بامی دیدمت، آنگه به یاد پای تو
رنگین بساطی می کنم از خون دل آن بام را
خواهم که خون خود چومی در گردن جامت کنم
[...]
ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
وین جامه ی نیلی ز من بستان و در ده جام را
چون بندگان خاص را امشب بمجلس خوانده ئی
در بزم خاصان ره مده عامان کالانعام را
خامی چو من بین سوخته و آتش ز جان افروخته
[...]
کردند ید آن زلف و رخ دلهای بی آرام را
بهر شکار بلبلان بر گل نهادی دام را
پیش گل اندام تو دارد گل اندامی ولی
لطفی نباشد آنچنان اندام بی اندام را
ساقی رسید ایام گل خالیست از می جام مل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.