گنجور

شمارهٔ ۱۱۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست

روی در سجده محراب دو ابروی تو نیست

هرکه بر طرف بناگوش تو آن طره بدید

گفت نقد دو جهان قیمت یک موی تو نیست

تو به هرجا که چنین جلوه کنان می گذری

نظری نیست که از هر طرفی سوی تو نیست

زانچه در وصف قد سدره و طوبی گویند

نکته ای نیست که در قامت دلجوی تو نیست

گو مده دامن گل را به کفم باد صبا

چه کنم پیرهنی را که در او بوی تو نیست

گر چه صد مانعم از دولت دیدار توهست

هیچ مانع بتر از نازکی خوی تو نیست

گشته هر موی زبانی به دعا جامی را

بر تنش نیست زبانی که دعاگوی تو نیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان