گنجور

 
جامی

درین نشیمن ادبار جامیا کاری

اگر کنی نه چنان کن که شرمسار شوی

نهاد چرخ فلک چون زمردین کوهیست

که هر صدا که بدو دردهی همان شنوی

بسیط روی زمین مزرع مکافات است

که دانه ای که در او افکنی همان دروی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

یکی سخنت بگویم گر از رهی شنوی

یکی رهت بنمایم اگر بدان بروی

سبوی بگزین، تا گردی از مکاره دور

برو بدان ره تا جاودانه شاد بوی

ایا کریم زمانه! علیک عین‌الله

[...]

قطران تبریزی

همی گذشت بکوی اندرون بت مشکوی

ز روی او شده جای نشاط و رامش کوی

جفا نمود و بمن روی باز کرد بخشم

ز خشم چون گل صد برگ برفروخته روی

برفت و ماند مرا دلفکار و زار بجای

[...]

سوزنی سمرقندی

ایا ستوده بتو خانواده نبوی

جهان گرفته برأی صواب و عام قوی

توئی بحق شرف دین کردگار جهان

نه دین بود نه شرف هر کجا که تو بنوی

اجل سید عالم سپهر جاه و شرف

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
انوری

بزرگوارا با آنکه معرضم ز سخن

چنانکه باز ندانم کنون زردف روی

هنوز با همه اعراض من چو درنگری

سخن چنانکه چنان به بود ز من شنوی

حمیدالدین بلخی

هزار سر شده بیش است پیش میدان گوی

بگفتگوی محال و زبان بیهده گوی

از آنورق که تو از ترهات می خوانی

در آن نه ذوق سخن بینم و نه رنگ و نه بوی

اگر بدفتر قرآنت هیچ هست امید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه