گنجور

شمارهٔ ۴۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

توسنت را رکاب ماه نو است

در رکاب تو مه پیاده رو است

از عنان تو باز می ماند

مسرع وهم اگرچه تیزدو است

طاق گردون که پیشتر بستند

بهر ایوان حشمت تو خو است

آنچه دارم ز لاله زار رخت

بر دلم داغهای نو به نو است

تیغ بر خط سبز خویش مکش

کشت نوخیز ایمن از درو است

تا نمودی دو لب به میخانه

دلق و تسبیح زاهدان گرو است

جرم من گر ز حد گذشت چه باک

لطف عام تو چون شفیع شو است

داد می خواهم از تو گرچه ز ناز

گوشت آواز داد ناشنواست

گر بکاهد تمام خرمن عمر

از تو بر جامی آن به نیم جو است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان