گنجور

 
جامی
 

توسنت را رکاب ماه نو است

در رکاب تو مه پیاده رو است

از عنان تو باز می ماند

مسرع وهم اگرچه تیزدو است

طاق گردون که پیشتر بستند

بهر ایوان حشمت تو خو است

آنچه دارم ز لاله زار رخت

بر دلم داغهای نو به نو است

تیغ بر خط سبز خویش مکش

کشت نوخیز ایمن از درو است

تا نمودی دو لب به میخانه

دلق و تسبیح زاهدان گرو است

جرم من گر ز حد گذشت چه باک

لطف عام تو چون شفیع شو است

داد می خواهم از تو گرچه ز ناز

گوشت آواز داد ناشنواست

گر بکاهد تمام خرمن عمر

از تو بر جامی آن به نیم جو است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.