گنجور

 
جامی

گاهی که کشی تیغ نهم گردن تسلیم

هر بی سر و پا را نکشی زین بودم بیم

بر اهل دل آموختن حرف غمت را

شد سینه ناخن زده ام تخته تعلیم

مستخرج احکام شهیدان فراقت

از خون دل و دیده کشد جدول تقویم

هر جا که درافتد سخن سدره و طوبی

ذکر قد رعنای تو اولی ست به تقدیم

جنت طلبان گر لب شیرین تو بینند

درکام همه تلخ شود کوثر و تسنیم

زد کلک مصور پی تصویر خط تو

مشکین الفی چند رقم بر ورق سیم

جامی کند از تنگدلی یاد دهانت

هرجا که بر او تنگ شود قافیه میم

 
sunny dark_mode